قرار داد ، و خشكى را ضد ترى ، و زبرى را ضدّ نرمى ، و سردى را ضد گرمى ؛ ميان دشمنان تأليف و نزديكى پديد آورد ، و ميان / 66 نزديكان جدايى افكند ، كه اين جدايى دليلى بر جدا كننده است ، و تأليف دليلى بر مؤلف و ايجاد كنندهء الفت ، و قول او چنين است :
وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
. و ميان قبل و بعد جدايى افكند تا دانسته شود كه او را نه قبلى است و نه بعدى ، غرائز او گواه آن است كه غريزه ساز خود غريزه ندارد ، و وقت گذارى او خبر از آن مىدهد كه وقت گذار را وقتى نيست ، بعضى از آنها حجاب بعضى ديگر است تا دانسته شود كه بين او و آفريدگانش حجابى وجود ندارد » . « 43 »
لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
« باشد كه شما به ياد داشته باشيد و از آن پند گيريد . » هر وقت كه احساس نياز به خدا پيدا مىكنيد ، معرفت شما به او افزايش مىيابد ، و نيز در آن هنگام كه نياز شما را برآورده مىسازد . حق آن است كه معرفت خدا عاليترين هدف آفرينش جهان است . مگر نه اين است كه معرفت راه نزديكى و تقرب پيدا كردن به خدا است و انس گرفتن به مناجات با او و رستگار شدن به يادآورى او ؟
[ 50 ] ولى چگونه مىتوانيم به طرف خدا صعود كنيم در حالى كه عوامل نقص و عجز ما را احاطه كرده است : از نفس امّارهء به بدى پرداختن به گناه را در نظر ما آرايش مىدهد و ما را به پس انداختن توبه وامىدارد ، تا شيطانى كه ما را گمراه مىسازد و كارهاى زشت را براى ما مىآرايد و زيبا جلوهگر مىسازد ، و قلبهاى ما را از آرزوها و وسوسهها و پندارها پر مىكند ، و تا طاغيان زمين كه راههاى زندگى را چندان بر ما تنگ مىكنند تا امور خودمان را به ايشان تسليم كنيم ، و آنان را شريك دين و دنياى خود قرار دهيم ، و تا مجتمع فاسد ، و تربيت تباه كننده ، و فرهنگ گمراه كننده . . . و . . . همهء اين عوامل ما را به درهاى عميق فرو مىافكنند ،
هامش
( 43 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 130 .