ما تَذَرُ مِنْ شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ
« هيچ چيزى را كه بر آن مىگذرد برجاى نمىگذارد مگر اين كه آن را به صورت چيزى خرد شده و پوسيده درآورد . » گفتهاند كه : رميم از رمّة مشتق است كه معنى استخوان كهنه و پوسيده دارد ، و ريسمان كهنه و پوسيده را رمّة گويند ، و رمّ كاهى را گويند كه بر زمين ريخته باشد ، و بعضى رميم را خاكستر معنى كردهاند ، و بعضى ديگر آن را خردههاى خشك شدهء گياه دانستهاند ، و بعضى ديگر آن را خاك كوفته و گرد شده دانستهاند ، و ابن عباس گفت : همچون چيزى كهنه و هلاك شده .
به نظر من اين كلمه حكايت از نابودى چيزى دارد ، كه اگر ساختمان باشد به معنى ويران شدن آن است ، و اگر استخوان باشد شكستن و خرد شدن ، و اگر خاك باشد همچون خاكستر شدن آن كه هيچ حياتى در آن وجود ندارد ، و اگر اين تفسير درست باشد ، بايد گفت كه آن سرزمين هرگز شايستگى براى بازگشت زندگى به آن را ندارد ، و اين عاقبت طغيان و چالش كردن ايشان در برابر رسالتهاى پروردگارشان بود .
[ 43 ] از جنوب جزيرة العرب تا شمال آن كه قبايل ثمود در منطقهء حجر آن زندگى مىكردند ، همين قصه را مىخوانيم ، و به همين عبرت مىرسيم ، و حقيقت مسئوليت و جزا تجلّى پيدا مىكند .
به رسالتها كافر شدند ، و از رسول خود فرمان نبردند ، و شتر را پى كردند ، و سه روز به آنان مهلت داده شد ، پس قدرت فرار پيدا نكردند ، و آنچه به آن شرك مىورزيدند به يارى آنان برنخاست ، و از حيله برايشان كارى برنيامد ، بلكه با صاعقه به بدترين صورت هلاك شدند . . . و بدين گونه در ثمود نيز آيت آشكارى پديد آمد .
/ 56
وَ فِي ثَمُودَ إِذْ قِيلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا حَتَّى حِينٍ
« و در ثمود در آن هنگام كه به ايشان گفته شد كه تا مدتى معين بهرهمند شويد . » گفتهاند كه : آن مدت معين عبارت از سه روزى است كه به ايشان مهلت