كه چيزهاى بى ارزش و بى وزن را به دور مىافكنند .
فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْناهُمْ فِي الْيَمِّ
« پس او و سپاهيانش را گرفتيم و به دريا افكنديمشان . » هيچ كس جز خود فرعون در معرض ملامت قرار نمىگيرد . مگر خدا او را بيم نداده بود ، و حجت را بر او تمام نكرد و با وجود اين براى او سودى نداشت ؟
وَ هُوَ مُلِيمٌ
« و مستحق ملامت خود او است . » لعنت خدا و فرشتگان تا روز قيامت به او مىرسد .
[ 41 ] چون صورت گرفتن و مورد مؤاخذه قرار دادن طاغيان و مجرمان تكرار پيدا مىكند ، معلوم مىشود كه سنت خدا يگانه است ، و اين سنت ، براى هر كس كه خواستار آن باشد ، وسيلهاى براى عبرت گرفتن مىشود . در سرزمين احقاف كه ، به گفتهء مفسران ، ميان حضرموت و عمان قرار گرفته است ، قبايل عاد به طغيان و فساد و آزار رساندن به مردم مىپرداختند ، و چون بيم دهندهاى نزد ايشان آمد به سخن او گوش فرا ندادند ، پس خدا بادى را برايشان فرستاد ، نه براى آن كه مقدمات فراهم آمدن ميوهها را فراهم آورده يا باران به سرزمينهاى تشنهء ايشان برساند ، بلكه براى آن كه هر چه از كشاورزى و دامدارى و انسان و اثاثيه و بنا در آن سرزمين بود همه را نابود سازد و هيچ چيز از آن سرزمين برجاى نگذارد ، و چنين است كه آن باد بىحاصل و عقيم بود .
/ 55
وَ فِي عادٍ إِذْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ
« و در قوم عاد كه باد سترون را بر ايشان فرستاديم . » در معنى عقيم گفتهاند كه : آن بادى است كه سبب باريدن باران و صورت گرفتن لقاح گياهى نشود ، و شايد عقيم به آن معنى باشد كه پس از وزيدن آن هيچ چيز بر جاى نمىماند و در اين صورت آيهء بعدى تفسيرى براى آن است .
[ 42 ] و چنان مىنمايد كه آن وزش باد حامل آتش و زهرى نيز بوده است ، و به همين سبب پس از آن هيچ چيز را به حال خود باقى نگذاشت ، بلكه زمين و هر چه را كه بر روى آن قرار داشت هلاك و خرد و پوسيده كرد .