همچون مرواريد پوشيده . » برخورد روح دو جفت از راه چشم صورت مىگيرد ، و لذا عاليترين زيبايى زيبايى چشم است ، مخصوصا اگر چشم حوراء باشد : با سياهى شديد و سفيدى شفاف و فراخى آن كه با شكوه و جذاب مىشود ، و اما ديگر اندامهاى آن زنان درخشنده و سفيد است ، و اگر مرواريد را در آن هنگام كه از ميان صدف بيرون مىآورند ديده باشى كه چگونه از سفيدى مىدرخشند ، سفيدى و درخشندگى آنان دست به همين گونه است .
[ 24 ] اين همه نعمتهاى فراوان به فضل خدا در دسترس آنان قرار مىگيرد تا پاداش اعمال ايشان باشد و هر چه بيشتر از آنها لذت ببرند و اهميت آنها را احساس كنند . هيچ كس به نعمتى كه بدون تلاش به دست آمده باشد نمىبالد ، و همچون كسى به آن نگاه نمىكند كه از سعى خود آن نعمت را به دست آورده و مىداند كه راهى كه براى به دست آوردن آن برگزيده راهى درست و حكيمانه است .
جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
« به پاداش كارهايى كه كرده بودند . » از ابن عباس در تفسير اين آيه روايت شده است كه گفت : « هر چه بندگان خدا در بهشت به آن مايل باشند در بهشت وجود دارد ، و گفت كه خدا حور العين را چنان آفريد كه : از انگشتان پايش تا زانوانش از زعفران است ، و از زانوها تا پستانها از مشك اذفر ، و از پستانها تا گردن از عنبر اشهب ، و از گردن تا سر از كافور سفيد ، بر او هفتاد هزار حلّه است همچون شقايق / 399 نعمانى ، چون رو به تو آيد از چهرهاش نور درخشانى ساطع مىشود ، به همان گونه كه خورشيد براى اهل دنيا تلألؤ مىكند ، و چون پشت كند ، جگر او از نازكى لباس و پوست او ديده مىشود ، بر سر او هفتاد هزار گيس از مشك اذفر ، و همراه هر يك از آنان كنيزكى است كه پايين پوشش آنان را در دست دارد و ندا مىكند كه : اين است پاداش اولياء خدا به جزاى كارهايى كه كرده بودهاند » . « 27 »
هامش
( 27 ) - القرطبى ، ج 17 ، ص 206 .