شُرْبَ الْهِيمِ ( 55 ) هذا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ ( 56 )
معناى واژهها
28 سدر مخضود : سدر درخت كنار است و مخضود يعنى بى خار .
29 و طلح منضود : گفتهاند كه طلح درخت موز است ، و منضود يعنى ميوههاى آن پيوستهء به يكديگر و در كنار هم قرار گرفتهاند .
35 انشاء : پديد آوردن است بدون ولادت و انتقال از حالى به حالى ديگر .
37 عربا : يعنى زنان شوهر دوست ، و به قولى عاشقان شوهرها .
أترابا : جمع ترب است به معنى مثل ، همگنان .
42 سموم : دود بسيار سياه ، دوده ، پس كافران در آتش پر دود و دودهاى به سرمىبرند و هيچ جا را نمىبينند .
46 الحنث العظيم : گناه بزرگى ، شركى كه از آن توبه نكنند .
55 الهيم : شتر تشنهاى است كه به سبب دردى كه عارض او شده از نوشيدن آب سيراب نمىشود .