عشق مىورزد و اخلاص نشان مىدهد كه زنى كه بكارت خود را به ديگرى داده باشد چنين مىكند . آخرين كلمه : شايد از ياد كردن قرآن از صفات حوريان كه اخلاق پاكيزه خَيْراتٌ است و جمال حِسانٌ و عفت و پاكى مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ و لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ ، چنان فهميده شود كه اين صفات هدف و نهايت چيزى است كه مؤمن بايد خواهان آنها در همسرش باشد ، تا بتواند با او زندگى با فضيلت و سعادتى را بگذراند . فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ * لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ « نياميخته است با آنان پيش از آن نه انسانى و نه جنّى . » آرى . . . اين وعدهء خدا است ، و مؤمن با فشارهاى گوناگونى براى منحرف شدن از حق رو به رو است ، تا به شهوتهاى خود برسد ، و شايد شهوت شكم و جنس و آسايش طلبى نقشى در باز پس ماندن از مقام ترسندگان از مقام پروردگارشان داشته باشد ، ولى آخرت را به ياد آورد و آنچه از نعيم را كه در آن جا به فرمانبرداران و ترسندگان از او وعده داده شده است در نظر بياورد باشد كه در مقابل آن فشارها ايستادگى كند و شهوت حرام در او بميرد و نداى پروردگارش را اجابت كند : فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ / 370 و بگويد : لا بشىء من آلائك ربّ أكذّب ، و در آن بكوشد كه به اين گفته در زندگى خود تحقق بخشد ، و سپس چرا تكذيب كند در صورتى كه مىداند كه اين نعيم جز به تصديق به دست نمىآيد ؟ ! [ 76 ] بدان سبب كه مؤمن راحت آخرت را با رنج دنيا مىخرد ، زيرا كه مىداند هر كس در اين دنيا به خاطر رسيدن به آسايش از حق تخلف ورزد ، آن را در آخرت نخواهد يافت ، و اما مؤمنان كه خود را گروگان حق قرار دادهاند و به خاطر آن تلاش كردهاند ، در نهايت آسايش در سراى ديگر خواهند نشست : مُتَّكِئِينَ عَلى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِيٍّ حِسانٍ در حالى كه تكيه كردهاند بر پشتيهايى سبز و بافتههاى زرتارى نيكو و زيبا . »
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 388
مساهمون: احمد آرام
ص٣٨٨