عمّا يقول الظالمون علوّا كبيرا ، « 164 » و شايد نامى باشد كه به كنار فعل الاهى در آفرينش متصل مىشود ، پس استمرار دارد و تكامل پيدا مىكند و بركت آن افزايش مىيابد ، و به همين سبب به اسم « الرحمن » نزديك است و شايد بتوانيم بگوييم كه اين سوره با جنبهء معنوى تبارك ( الرحمن ) آغاز شد و با جنبهء ظاهرى آن ( تبارك ) پايان پذيرفت .
نيز معلوم مىشود كه ( الرحمن ، و ذو الجلال و الاكرام ) از نامهاى فرعى تبارك است ، و مظهرى از آن ، و هنگامى كه آيهء 27
وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
را با اين آيه در كنار يكديگر قرار دهيم ، به دو حقيقت هدايت مىشويم :
اول : اين كه وجه خدا همان نامهاى او است ، همچون الرحمن و الباقى و ذو الجلال و الاكرام .
دوم : اين كه نامهاى خدا ، همچون ذات او تعالى ، منزه است . در آن جا گفت :
ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
يعنى وجه ربّ ، و در اين جا گفت
ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
يعنى ذات ربّ ، ولى تنزيه نامها ذاتى نيست بلكه از خدا است ، به همان گونه كه ما از گفتن اين مطلب قصد آن نداريم كه بگوييم نامهاى خدا همان ذات او است . . . هرگز . . . و امام ابو عبد اللَّه عليه السّلام گفت : « اللَّه غايت كسى است كه او را غايت قرار دهد ، / 372 و غايت شده غير از غايت است . . . و در ربوبيت يگانه است ، و خود را به نامحدود بودن توصيف كرده است ، پس ياد آورندهء خدا جز خدا است ، و خدا جز نامهاى او است و هر چه بر آن نام چيزى جز او نهاده شود ، آن مخلوق است ، مگر نديدهاى كه مىگويد :
الْعِزَّةَ لِلَّهِ
، العظمة للَّه ، و گفت :
وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها
و گفت :
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
پس نامها مضاف اليه است ، و او توحيد و يگانگى خالص است . « 165 »
هامش
( 164 ) - بحار الأنوار ، ج 4 ، ص 208 .
( 165 ) - همان جا ، ص 160 .