مُتَّكِئِينَ عَلى فُرُشٍ بَطائِنُها مِنْ إِسْتَبْرَقٍ
« تكيه كنند بر متكاهايى كه آستر آنها از حرير ستبر است . » استبرق معرب از استبرك فارسى است كه مصغر ستبر به معنى ضخيم و درشت است ، و گفتهاند كه آنچه درون آن از حرير خالص باشد ، شايستهتر آن است كه ظاهر آن چنين باشد . « 105 » و آيه با همهء مفردات و الهامهاى آن تعبيرى بليغ از حد اعلاى راحت و آسايش است ، چه آنان بر پشتيهاى حرير نرم خنك و لذتبخش تكيه كردهاند ، و در پيرامون ايشان انواع ميوهها را كه چيدن آنها هيچ زحمتى ندارد در اختيار خود دارند ، و از برابر آنان نهرهاى گوناگون روان است ، و شاخههاى سبز و تازه بر سر ايشان سايه مىافكند .
وَ جَنَى الْجَنَّتَيْنِ دانٍ
« و چيدن ميوه در هر دو جنت نزديك و در دسترس است . » انسان در دنيا به چيزى جز با تحمل رنج و تعب دسترس پيدا نمىكند ، و كشاورزى در هنگام درو كردن محصول و چيدن ميوههاى درختان كه نتيجهء رنجهاى متحمل شدهء خود را به دست مىآورد ، ولى بعضى از ميوههاى بسيار دور از دسترس قرار گرفتهاند و لازم است بر درخت بالا رود يا به وسايل ديگر متشبث شود تا بتواند همهء محصول خود را به دست آورد ، ولى در آخرت ميوهء بهشت ( جنت ، باغ ) در دسترس قرار دارد و هنگامى كه مؤمن خواهان آن مىشود شاخه با ميوهاش به نزديك او مىآيد و بىتعبى آن را تناول مىكند ، و در كلمه اشارهاى به آن است كه ميوه در نهايت درجهء رسيدگى است و هميشه هست و تلف نمىشود ، و دنت / 350 الثمرة به معنى آن است كه ميوه رسيدن و چيدن آن نزديك شد .
سؤالى كه در اين جا طرح مىشود آن است كه : به چه دليل خدا از تكيه كردن به صيغهء مضارع ياد كرده در صورتى كه ظاهرا بايد به صيغهء ( سيتكئون ) بيان
هامش
( 105 ) - تفسير الرازى ، ج 29 ، ص 26 .