باغ اولى وجود دارد در دومى نيز موجود است ، يا اين كه مقصود آن است كه دو نوع از يك ميوه ، يا اين كه مقصود آن است كه يكى ميوهء معمولى و ديگرى ميوهء تجملى تكامل يافته است ، و به همان گونه كه بعضى از نعيم بهشت مكمل بعضى ديگر است ، عذاب جهنم نيز چنين است و جهنم را حميم آن تكميل مىكند .
آن كس به اين نعيم دسترسى پيدا مىكند كه خداوند رحمن را شناخته باشد ، و او را چنان كه شايسته است قدر گذارد ، به آلاء او اعتراف كند ، و از مقام او بترسد .
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ
اين آيهها تأكيد بر آن دارد كه سخن از بهشت و دوزخ حق است و تنها براى انگيختن حالت طمع و ترس در نزد بشر - كه بعضى چنان مىپندارند - ادا نشده است ، و پروردگار ما از اين كه مخالف وعدهء خود عمل كند بىنياز است ، يا اين كه سخن ناروايى بگويد ، و اين كه قدرت او در جايگاه رحمت يا در جايگاه شكنجه و عقوبت مطلق است و هيچ چيز او را محدود نمىكند :
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
« كار او چنان است كه چون چيزى را اراده كند ، به آن مىگويد باش پس مىباشد و هستى پيدا مىكند » ، « 101 » ولى دشوارى كار انسان در آن است كه امور را نسبت به توانايى خود مقايسه مىكند و نيز فهم خود كه هر دو محدود است ، و چون او نمىتواند مردگان را زنده كند ، در بعث و قيامت شك مىكند ، و چون خود از علم آينده و ديدن آنچه برايش ديدنى نيست محجوب و محروم است ، در غيب شك مىكند و به آن كافر مىشود ، و اين خود نوعى از شرك فكرى است ، و خداوند متعال گفته است :
وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ
« و قدر و ارج خدا را ، چنان كه بايد و شايد ، نشناختند ، و همگى زمين در روز قيامت در چنگ او است ، / 347 و آسمانها پيچيدهاند به دستش ، او منزه و برتر است از اين كه براى او شريك قائل
هامش
( 101 ) - يس / 82 .