گونه درختان بيشتر بار مىآورند و بر زمين سايه مىافكنند تا مؤمنان از لذت نشستن در زير سايههاى آنها بهرهمند شوند
مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً * وَ دانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُها وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِيلًا
« در حالى كه بر تختها نشسته و بر پشتيها تكيه دادهاند ، و در آنها نه خورشيد را مىبينند و نه زمهرير را * و سايهها به سرهاى ايشان نزديك است و ميوههاى آنها مسخر و در دسترس ايشان » ، « 94 »
هُمْ وَ أَزْواجُهُمْ فِي ظِلالٍ عَلَى الْأَرائِكِ مُتَّكِؤُنَ
« آنان و همسرانشان در سايههايى بر تختها تكيه كردهاند » ؛ « 95 » و صفت دوم : تنوع است ، و صاحب المنجد گفته : أفنان و فنون و أفانين گونه يا نوعى از يك چيز است . « 96 » / 344 پس از ذكر اين همه نعمت بهشت ، سياق به آن باز مىگردد كه قلبهاى ما را از درد تكذيب نعمتهاى خدا درمان كند ، و طبيعت روش و برنامهء قرآن چنين است :
سخن گفتن دربارهء آيندهء غايب را مجرد و برهنه از واقع ما قرار نمىدهد ، بلكه به آن اتصالش مىدهد ، و در ضمن ياد كردن از آن به درمان كردن مشكلات آن مىپردازد ، و ما را به طرف ايمان و معرفتى بيشتر و ژرفتر سوق مىدهد ، و در اين مورد مىخواهد بگويد كه اين نعيم نتيجهاى از سپاسگزارى در برابر نعيم دنيا است .
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ
.
قرآن در سورهء الانسان پس از گفتار مفصلى دربارهء بهشت ، آشكارا به اين حقيقت اشاره مىكند و مىگويد :
إِنَّ هذا كانَ لَكُمْ جَزاءً وَ كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً
« اين جزا و پاداشى براى شما بود و از سعى شما سپاسگزارى مىشود » ، « 97 » و بلكه اين تجلّى بزرگتر اين گفتهء خدا است :
وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ
« و در آن هنگام كه پروردگار شما اعلام كرد كه : اگر سپاسگزارى كنيد بر ( نعمت ) شما مىافزايم ، و اگر كفران و ناسپاسى كنيد ، بدانيد
هامش
( 94 ) - الانسان / 13 و 14 .
( 95 ) - يس / 56 .
( 96 ) - المنجد ، مادهء فنن .
( 97 ) - الانسان / 22 .