تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
كند ، و براى دشواريها و بحرانهايى كه گاهگاه با آنها رو به رو مىشود ، راه حلى به دست آورد . بدين گونه اسلام در آن مىكوشد كه براى برداشتن غل و زنجيرهايى كه فلسفه‌ها بر دست و پا / 326 و جان و عقل او نهاده اقدام كند و راه را براى خواسته‌ها و هدفهاى بزرگ خويش هموار سازد . ولى اسلام ، از سوى ديگر خواستار آن نيست كه اطمينان و وثوق بدون حد و اندازه به پيشبينيها داشته باشيم تا گرفتار آرزومنديها و رؤياها نشويم ، و به همين سبب تأكيد مىكند كه وثوق به تنهايى انسان را به خواسته‌هايش نمىرساند ، و هدفهاى او را تحقق نمىبخشد . آرى ، اين وثوق سوختى درونى است كه ما را به كار برمىانگيزد ، و براى آن كه از واقعيت عملى به راه افتد و كار خود را شروع كند ، لازم است كه بر سلطان و وسيلهء تسلطى دست يابد كه چيزى جز علم نيست و به صورت برنامه‌ها درمىآيد ، و سرانجام به قدرتى براى عمل كردن مبدل مىشود .
لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ
« نفوذ نخواهيد كرد مگر با قدرت و سلطه . » حرف « لا » در اين جا براى نهى نيست ، چه اگر چنين مىبود لازم مىآمد كه فعل پس از آن به صورتى مجزوم درآيد ، پس اين لاى نفى است ، و اين معارض با گفتهء آن كس است كه مىگويد ظاهر آيه حكايت از تحدّى و چالش دارد . آرى پروردگار ما جن و انس را بدان چالش مىكند كه بخواهند بدون سلطان نفوذ كنند ، زيرا كه در طبيعت قوانين و واقعياتى وجود دارد ، و تسلط بر آنها و مسخر كردنشان ممكن است ، ولى به چيزى بالاتر از همه يعنى سلطان نيازمند است . انسان ساده‌اى كه بر كرانهء دريايى زندگى مىكند ، و هنگام روز از صيد خود مىخورد و زندگى خود را با آن مىگذراند ، و شب هنگام به خانهء خود بازمىگردد ، مقدار اندكى از قوانين و سنتهاى زندگى را به كار مىبندد ، اما كسى كه زندگى علمى پيچيده دارد ، همچون آن مسافر فضايى كه خواستار سفر كردن به كرهء ماه است ، يا به جرم فلكى ديگر دور تر از آن ، بدون شك با دهها هزار از قوانين رو به رو است ، و به شناختن آنها نياز دارد و آن هم با قدرتى كه بتواند آنها را مسخر