تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
نظارت و فرمانروايى عام و هميشگى او بر هستى است ، و جهان چنان نيست كه به ادعاى پيروان گمراه ماركس همچون شعله‌اى باشد كه هميشه وجود داشته و هميشه نيز برقرار خواهد ماند . آنچه مىميراند و زنده مىكند ، طبيعت نيست ، و سنتها و نظامها و قوانين چنين ثبات مطلقى ندارند ، و آن كه در آفرينش تصرف مىكند خدا است ، و هر چيز ثبات و استقرار خود را از او دارد ، و او هر وقت بخواهد ، آن را به هر صورت كه بخواهد و اراده كند تغيير مىدهد . و چون به زندگى نگاه كنيم ، اين حقيقت را به وضوح در آن مشاهده مىكنيم ، پس در كنار ثابتها متغيرهايى ناشناخته بر انسان وجود دارد . پزشك پس از معاينهء بيمار نسخه‌اى براى او مىنويسد ، ولى به اين معترف است كه همهء بيماريها را 100 % نمىشناسد ، و تضمين درمان صد در صد نمىدهد ، چرا ؟ از آن روى كه حاشيهء ناشناخته‌اى در بيمارى و درمان وجود دارد ، چه گاه عوارض بيماريها در يكديگر تداخل پيدا مىكند ، يا اين كه گاه بدن داروى درمان را در بدن خود نمىپذيرد ، و به همين سبب پزشك به بيمار خود مىگويد كه : بيمارى تو ظاهرا فلان بيمارى است ، و اين دارو و ان شاء اللَّه آن را درمان مىكند . و از پزشكى تا هر ناحيه و ميدان در زندگى پيوسته جاهايى خالى در قوانين طبيعى وجود دارد كه علم و قدرت آدمى توان پر كردن آن تهيگاهها را ندارد و مشيت خاص خداوند متعال به اين كار اختصاص دارد . و به همين جهت هيچ كس اعتماد و وثوق كلى صد در صد به علم و نيروى خود ندارد ، بلكه با اين شك زندگى مىكند كه آينده چيزهايى را پيش خواهد آورد كه احتمال آنها را نمىداده است . آرى ، آزموده‌هاى بىحساب و شمار به او آموخته است كه او مالك و فرمانرواى كاينات نيست ، و بلكه مالك نفس خود نيز نيست ، چه بسيار اتفاق افتاده است كه براى آيندهء خود برنامه ريزى كرده ، و تغيير متغيرها برنامهء او را دگرگون ساخته است ، و چه بسيار عزيمت قلبى بر چيزى پيدا كرده و پيشامدهاى ناگهانى اسباب فسخ عزيمت او را فراهم آورده است ، و بدين گونه در ضمير هر كس اين انديشه وجود دارد كه دست غيب بر آفريدگان فرمانروايى مىكند نه دست او ، و اين حجتى بالغه است كه پروردگارمان سبحانه و تعالى ما را به آن هدايت كرده است . و اين گفته از