تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
آرى . آدمى گاه گمراه مىشود و به خدا كفر مىورزد ، پس از او سؤال نمىكند و با زبان به خواندن او نمىپردازد ، و با وجود اين نمىتواند در نفس خود او را انكار كند ، بلكه آشكارا به او سبحانه و تعالى اعتراف دارد ، و در ساعت نيازمندى و تنگى و گرفتارى به دعا مىپردازد :
وَ إِذا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
« و چون موجى همچون كوه آنان را در ميان گيرد ، با دين خالص او را مىخوانند » . « 49 » بعضى از فلسفه‌هاى جاهليت قديم به دينها راه يافته و چنان گمان كرده‌اند كه دعا سؤالى است و نفعى از آن به دست نمىآيد ، و خدا از اين امر در كتاب خود چنين ياد كرده است :
وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ
« و جهودان گفتند كه دستهاى خدا به زنجير بسته است ، دستهاى خودشان به زنجير بسته باد ، و لعنت بر ايشان به سبب آنچه گفتند ، بلكه دستهاى او باز است و به هر گونه كه بخواهد مىبخشد » . « 50 » بدين گونه اين فلسفهء بسيار گمراه كننده به ذهنهاى بعضى از مسلمانان به عناوين مختلف راه يافته ، همچون جبريان و قدريان ، و اعتقادشان اين است كه خدا مقدّرات آفريدگان را نوشته ، / 316 و جز آنچه براى ايشان نوشته شده به آنان نخواهد رسيد ، و با استناد به اين فرض منفى منكر تأثير استغفار و دعا شده‌اند ، و چه پردهء بدى اين فلسفه ميان بنده و پروردگار او مىكشد ، و اگر بخواهد به سوى او رود ، يا نيازهاى خويش را از او بخواهد ، با بسته بودن دست خدا و زبان و قلب خودش گرفتار چه ياس و نوميدى مىشود ! و چرا بايد از خدايى سؤال و طلب حاجت كند كه اراده‌اى در او نيست ؟ قدرها تغيير ناپذير است ، و چه اميد آن هست كه دعا مستجاب شود ؟ و از اين جا متوجه تفاوت فراوان ميان معارف الاهى و فلسفه‌هاى بشرى مىشويم ، پس در آن حال كه فلسفه‌هاى بشرى بذر نوميدى را در نفس انسان مىافشانند ، و فعاليت او
هامش
( 49 ) - لقمان / 32 . ( 50 ) - المائدة / 64 .