مغرب . » اين آيهء كريمه توجّه ما را به حركت انتقالى زمين بر گرد خورشيد جلب مىكند كه هر سال يك دور آن به پايان مىرسد و سبب پيدايش چهار فصل سال مىشود ، و در ضمن آن روزانه محل برآمدن صبحگاهى خورشيد از افق ( مشرق ) و فرو رفتن شامگاهى آن در افق ( مغرب ) تغيير مىپذيرد ، پس در اولين روز سال خورشيد از نخستين منزل طلوع صبحگاهى خود طلوع مىكند و هر روز محل اين منزل در آسمان تغيير مىپذيرد تا بار ديگر در اول سال بعد به همان نخستين منزل برسد و از آنجا طلوع كند ، و در مقابل طلوع چنين كيفيتى عينا براى فرو رفتن خورشيد در مغرب پس از پايان روز پيش مىآيد . و در الاحتجاج طبرسى رحمه اللَّه آمده است كه امير المؤمنين ( ع ) گفت : « و اما گفتهء خداى تعالى : ( الآية ) حكايت از آن است كه مشرق زمستان جدا است و مشرق تابستان جدا . مگر اين را در غروب كردن خورشيد و دورى آن نمىبينى » ؟ و دربارهء حركت خورشيد توضيح مىدهد و مىگويد : « و امّا گفتهء او :
بِرَبِّ / 300 الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ
« پروردگار خاورها و باخترها » .
و آيه همچنين حركت وضعى زمين را بر گرد خودش به ياد ما مىآورد كه هر روز يك بار انجام مىشود ، و نيز از شب و روز سخن مىگويد كه نتيجهاى از اين گردش است ، كه آن نيز مسير انسان را كامل مىكند و در خدمت مصالح و خواستهاى او در زندگى است ، و از جمله خواب و آسايش او در شب ، و فعاليت و كوشش او در روز ، و گفتهء خدا : « المشرقين و المغربين » به تفصيل و بيانى نياز ندارد ، چه علم اين حقيقت را به ما آموخته است كه زمين هميشه به دو نيمه تقسيم مىشود و اگر نيمهء اول با طلوع آفتاب مقابل باشد ، در نيمهء ديگرش آفتاب غروب كرده است ، و عكس اين نيز درست است ، و بنا بر اين دو مشرق و دو مغرب وجود دارد كه پياپى براى كرهء زمين به وجود مىآيند .
و اين هر دو حركت نعمت است و نام الرحمن را براى ما منعكس مىسازد ، ولى ما را كه در هر ذره از وجودمان احاطه شدهء با نعمتهاى خداييم ، مشاهده مىكنى كه به تكذيب آنها مىپردازيم ، پس آيا جاى آن ندارد كه پروردگارمان عتاب خود