از مرگ وى باقى و برقرار مىماند ، اما راهنمايى ستاره به محض غايب شدن آن از ميان مىرود ، چنان كه امام على ( ع ) گفته است : « اى مردم ! از خاتم پيامبران فراگيريد : « مىميرد از ما آن كه مىميرد ، و مرده نيست ، و مىپوسد آن كه مىپوسد ، و پوسيده نيست » » ، « 4 » و براى عاقل شايستهتر آن است كه از هدايت رسولى پيروى كند كه پيرو حق است ، و به اهل آن دروغ نمىگويد ، و از پندارهاى نفس خويش پيروى نمىكند ، و نه از دروغپردازيهاى / 143 كاهنان و ستارهشناسان .
ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى
« صاحب و دوست شما گمراه نشد و راه را گم نكرد . » چه ممكن است كسى كه مىخواهد به شهرى در جانب خاور حركت كند ، گمراه شود و رو به باختر حركت خويش را آغاز كند ، گاه اين گم شدن بدان صورت است كه با خط مستقيم به طرف آن حركت نمىكند كه اين نيز گونهاى از گمراهى ( غىّ ) است . و پيامبر راه خود را به طرف خدا گم نكرد و - حاشا للَّه - كه به جاى آن به راه ديگرى رفته باشد ، به همان گونه كه از خط مستقيم نيز منحرف نشد ، پس همچون پدر ما آدم - عليه السلام - نبوده كه پروردگارمان دربارهء او گفته است :
وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى
« و نافرمانى كرد آدم پروردگارش را پس زيانكار شد » . « 5 » [ 3 - 4 ] آرى . گاه بعضى چنان مىپندارند كه عصمت پيامبر ( ص ) محدود به امور وابستهء به خود رسالت است و بس ، ولى اين سؤال در برابر ما است كه : پس از كجا بدانيم كه آنچه او به ما مىگويد بخشى از رسالت است ، يا مربوط به امور ديگر است كه امكان دارد در آنها اشتباه كند ؟ هرگز چنين نيست ، و خدا همهء انبيا را معصوم ساخته و آنان را با روح القدس مؤيّد كرده است ، تا چنان باشد كه حجت او بر آفريدگانش كامل باشد ، و مخالفت خود را با او بدان سبب پسنديده شمارند كه اطمينانى به آن ندارند كه كلام او از جانب خدا بوده باشد ، و خداوند متعال گفته
هامش
( 4 ) - نهج البلاغة ، خطبهء 87 .
( 5 ) - طه / 121 .