بزرگوار ما ( ص ) به آن رسيده كه از همهء پيامبران درجهاى برتر دارد ، و هيچ يك از فرزندان آدم جز او به اين مقام ارتقا نيافته است ؛ ولى اين سبب نمىشود كه او معبود باشد ، بلكه تولّى پيدا كرده كه معنى آن برتر از خلق و فروتر از خالق است .
شرح آيات :
[ 1 ]
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى
« سوگند به ستاره در آن هنگام كه فرود آيد . » / 142 ممكن است كه قرآن در اين جا به ستارهء خاصّى اشاره كرده باشد كه زمانى در آينده سقوط خواهد كرد ، چنان كه روايات نيز به اين امر اشاره كردهاند ، ولى ما با توجه به ظاهر و به هدف قرار گرفتهء در دنبال اين سوگند ، مىتوانيم هر ستاره را مشمول آن بدانيم ، و خداوند متعال از آن روى مرجع قسم را با ( ال ) آورده است كه قسم خوردن به آن ، چنان كه گفتهاند ، مؤكّدتر از قسم خوردن به نكره باشد ، ولى چرا قرآن به ستارهاى كه در حال فرو افتادن است سوگند ياد كرده است ؟
اولا : ممكن است مقصود از « هوى » افتادن و پراكنده شدن نباشد ، همچون در اين گفتهء خداى تعالى :
وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ
، « 1 »
وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ
، « 2 » كه از نشانههاى روز قيامت است ، بلكه مقصود از آن ميل كردن به طرفى از افق باشد ، و اين امرى است كه سبب آن مىشود كه آدمى بهتر با آن هدايت شود و راه خود را باز شناسد .
[ 2 ] به همان گونه كه ستاره وسيلهاى براى راهنمايى است ، رسول ( ص ) پرچم بلندى براى راهنمايى بشريت است ، چنان كه امام على ( ع ) گفته است :
« همانا مثل قرآن محمد صلّى اللَّه عليه و آله همچون ستارگان آسمان است : اگر ستارهاى فرو شود ، ستارهاى ديگر برآيد » ، « 3 » ولى رسول ( ص ) از آن روى با ستاره اختلاف دارد كه دلالت و هدايت او براى مردمان در رسالت و سيرت او ، حتى پس
هامش
( 1 ) - التكوير / 2 .
( 2 ) - الانفطار / 2 .
( 3 ) - نهج البلاغة ، خطبهء 100 .