برابر نمىباشند » .
2 . اگر با يك فاعل به كار رود به معناى اعتدال و كمال خواهد بود ؛ مانند
« وَ لَمّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوى اتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً ؛ « 1 »
هنگامى كه موسى نيرومند گرديد و به حد كمال رسيد ، حكمت و علم به او داديم » .
3 . در صورتى كه با حرف « على » مفعول بگيرد در اين موقع به معناى استيلا و احاطه و تسلط و تمكن خواهد بود و در تمام آيات زير مقصود از آن استيلاست .
« فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنتَ وَ مَن مَّعَكَ عَلَى الْفُلْكِ . . . ؛ « 2 »
هنگامى كه تو با كسان خود در كشتى به طرز كامل قرار گرفتى » .
« . . . فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى عَلَى سُوقِهِ . . . ؛ « 3 »
هنگامى كه گياه درشت و ضخيم گشت و توانست روى ساق خود بايستد » .
« لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ . . . ؛ « 4 »
به طرز كامل بر روى آنها قرار گيريد » .
هرگز لفظ استوا در اين آيات به معناى نشستن نيست ، بلكه به معناى تمكن و تسلط است ؛ چيزى كه هست هرگاه مدخول لفظ « على » مركب و كشتيى باشد ، در اين صورت استيلاى بر آن ، ملازم با جلوس و قرار گرفتن روى آن خواهد بود ، نه اينكه جلوس و نشستن يكى از معانى « استوى » است از اين رو در سورهء زخرف دستور مىدهد هنگامى كه بر روى مركب قرار گرفتيد بگوييد :
« سُبْحانَ الَّذى سَخَّرلَنا هذا ؛
منزه است خدايى كه اين مركب را براى ما رام نمود و ما را بر آن مسلط
هامش
( 1 ) . قصص ( 28 ) آيهء 14 .
( 2 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 28 .
( 3 ) . فتح ( 48 ) آيهء 29 .
( 4 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 13 .