ج ) موجود مجردى كه از قيد و بند ماده و شرايط زمان و مكان رهاست و تدبير جهان ماده از آنجا سرچشمه گرفته و استيلاى بر آن موجب علم به تفصيل حوادثى است كه در اين جهان مىگذرد .
د ) آسمانها و زمين و به عبارت ديگر ، مجموع عالم ماده از كهكشانهاى عظيم و سحابىها و آنچه در جهان ماده از ريز و درشت وجود دارد ؛ به گواه اينكه جملهء « ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ » و يا جمله « الرَّحمنُ عَلَى الْعَرشِ اسْتَوى » در شش سوره « 1 » پس از بيان آفرينش آسمانها و در يك مورد « 2 » پس از برافراشتن آسمانها ، وارد شده است از اين نظر مىتوان حدس زد كه مقصود از اين جمله اين است كه خداوند پس از آفريدن آسمانها و زمين ، بر ملك خود استيلا يافت و نتيجهء استيلا بر آن جز تدبير و تنظيم امور آنها چيزى نيست و لذا در بسيارى از موارد پس از جملهء مورد بحث ، لفظ « يدبر » و يا چيزهايى مانند مسخر كردن آفتاب و ماه كه از مصاديق روشن تدبير است ، وارد شده اينك به عنوان نمونه در دو آيهء زير دقت بفرماييد :
« . . . ثُمَ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ . . . ؛ « 3 »
بر عرش استيلا يافت و امور جهان را تدبير و تقدير مىنمايد » .
« . . . ثُمَ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ . . . ؛ « 4 »
بر عرش مستولى شد و ماه و آفتاب را تسخير و رام نمود » .
بلكه از برخى از آيات استفاده مىشود كه نتيجهء استيلاى بر عرش ، علاوه بر تدبير ، اطلاع از امورى است كه در جهان خلقت مىگذرد . به گواه اينكه در سورهء حديد ، آيهء 4 ، پس از جملهء مورد بحث چنين مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 54 ؛ يونس ( 10 ) آيهء 3 ؛ طه ( 20 ) آيهء 5 ؛ فرقان ( 25 ) آيهء 59 ؛ سجده ( 32 ) آيهء 4 ؛ حديد ( 57 ) آيهء 24 .
( 2 ) . آيهء مورد بحث .
( 3 ) . يونس ( 10 ) آيهء 3 .
( 4 ) . رعد ( 13 ) آيهء 3 .