در اين جا ممكن است گفته شود ، چگونه مىتوان براى آيه ، معناى وسيعى ياد نمود كه علما و دانشمندان اهل كتاب را نيز شامل گردد در صورتى كه آيه در مكه نازل گرديده و در محيط نزول آيه ، اهل كتابى وجود نداشت كه مشركان و كافران به آنها رجوع كنند ؟
پاسخ اين سؤال روشن است ؛ زيرا هر گاه ما مفاد آيه را به دانشمندان اهل كتاب منحصر مىكرديم جاى اين سؤال بود كه در محيط نزول آيه چنين افرادى و جود نداشت و مركز آنان در مدينه بود ؛ ولى اگر گفته شود كه مقصود معناى وسيعى است كه برخى از افراد آن ، هنگام نزول آيه در مكه وجود داشتند و برخى ديگر در مدينه ، كه با گذشت زمان مىتوانستند به حقانيت رسالت پيامبر گواهى دهند ، در اين صورت مكى بودن آيه ، اشكالى به وجود نمىآورد .
گذشته از اين ، سران شرك و كفر در مكه پيش از مهاجرت پيامبر اكرم با دانشمندان اهل كتاب ، كه در مدينه مىزيستند ، تماسهايى داشتند و همواره از آنها مىخواستند به متون كتابهاى خود ، مراجعه كنند و در بارهء صحت و عدم صحت نبوت پيامبر اسلام داورى نمايند .
ابن هشام مىنويسد : در سال ششم بعثت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله جمعيتى از طرف قريش ، كه در ميان آنها حارث بن نضر و عقبة بن ابى معيط وجود داشت ، رهسپار مدينه شدند ، تا رسالت پيامبر اسلام را با دانشمندان يهود در ميان بگذارند .
آنان به نمايندگان قريش گفتند كه ، از محمد سه موضوع زير را سؤال كنيد :
1 . حقيقت روح چيست ؟
2 . سرگذشت جوانانى كه در روزگارهاى پيشين از انظار مردم غايب شدند به كجا منجر گرديد ( اصحاب كهف ) ؛
3 . زندگى مردى كه در شرق و غرب جهان گردش كرد ( ذوالقرنين ) چيست ؟
سپس افزودند : هر گاه وى به اين سؤالها پاسخ داد قطعاً پيامبر و برگزيدهء خداست . در غير اين صورت ، بايد با او مبارزه كرد . ابن هشام مىگويد : نمايندگان
قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى) — صفحة 263
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٦٣