داده و از مشاهدهء معجزات هدفى جز سرگرمى و اتلاف وقت ندارند . چنين گروهى براى هوسرانى در هر لحظه بدون مطالعه معجزه مىخواهند چه بسا به اصطلاح « گز نكرده پاره مىكنند » .
معجزاتى مىخواهند كه ذاتاً محال و ممتنع مىباشد و يا به قيمت نابودى آنان تمام مىشود ؛ مثلا گروهى از مشركان از پيامبر درخواست نمودند كه كارهاى زير را انجام دهد :
الف ) در سرزمين مكه چشمهاى در آورد ؛
ب ) باغى از نخل و تاك داشته باشد و در ميان آن نهر آب جارى گردد ؛
ج ) سنگهاى آسمان را بر سر آنها فرو ريزد ؛
د ) خدا و فرشتگان را نشان دهد ؛
ه ) خانهاى از طلا داشته باشد ؛
ز ) به آسمان برود و در برابر ديدگان آنهاكتابى فرو آورد « 1 » .
ناگفته پيداست برخى از درخواستهاى آنان محال و نامعقول و قسمتى موجب نابودى آنان بوده و برخى ديگر مانند داشتن باغ و آب ، معجزه محسوب نمىشد و از آنجا كه درخواست كنندگان ، هدف صحيحى از درخواست خود نداشته هرگز بر پيامبر لازم نبود به درخواست آنان جامهء عمل بپوشاند لذا در پاسخ آنان چنين گفت :
« . . . سُبْحَانَ رَبِّى هَلْ كُنْتُ إلَّا بَشَراً رَسُولًا ؛ « 2 »
منزه است خداى من . من بشرى پيام رسان بيش نيستم » « 3 » .
3 . كسانى كه سرشت آنان با عناد و لجاج و عداوت و دشمنى باحق و حقيقت ، عجين گرديده هر نوع آيت و نشانهاى ببينند ، نه تنها ايمان نمىآورند ، بلكه بر
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيات 90 - 93 .
( 2 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 93 .
( 3 ) . در تفسير آيهء هفتم اين سوره ، در مورد اين گروه به گستردگى سخن گفتيم .