زندگى ، بزرگترين گمشدهء اوست ، كه به گونهاى خاص در طريق آن مىكوشد . با داشتن همه نوع وسايل بهزيستى ، آرامشى در خود نمىيابد و روز به روز خود را از اين مقصد دور تر احساس مىكند .
اكنون بايد ديد نقص اين زندگى صنعتى ، كه با بودن همه نوع وسايل آرامش ، آرامش وجود ندارد ، كجاست . به عقيدهء محققان و دانشمندان بشر دوست اشكال كار اين جاست كه زير بناى زندگى بشر كنونى را در بسيارى از جامعههاى صنعتى ، امور مادى و لذايد نفسانى و شاخص خوشبختى و بدبختى را ثروت و خوشىهاى مادى و جلوهء فريبندهء آن تشكيل مىدهد . ناگفته پيداست دورنماى زندگى مادى بسيار زيبا و فريبنده است ، اما هرگز سعادت آفرين و آرامش بخش نيست ؛ زيرا انسان مادى دل به چيزى بسته است كه در آستانهء فنا و نابودى است و هرگز پايدار و جاودانى نيست ؛ از اين رو چنين فردى ، خود را خوشبخت و سعادتمند نخواهد ديد و زندگى را جز اتلاف عمر و سپرى ساختن دقايق آن ، چيزى ديگر تلقى نخواهد نمود و ناچار بايد سعادت را در كوى و برزن ديگرى جستجو نمايد كه ابديت دارد و لرزان و فناپذير نيست .
به عبارت ديگر ، انسان براى آرامش خود و رها ساختن خويش از دست عوامل اضطراب تكيهگاهى لازم دارد كه ، جاويدان و فناناپذير ، عالم و دانا ، قادر و توانا باشد و چنين تكيهگاهى ، جز خدا و ايمان به او و علاقه به كمالات روحى و معنوى و اعتقاد عميق به زندگى جاودانى در سراى ديگر ، چيز ديگرى نيست و جهان ماده با تمام زيبايىهاى زود گذر خود ، از آن جهت كه لرزان و بىقرار و رو به فنا و نابودى است ، نمىتواند به زندگى پرتلاطم وى سكونت و آرامش ببخشد .
چنين تكيهگاهى با تمام خصوصياتى كه دارد به سان لانهء عنكبوتى است « 1 » كه در مسير باد و آب و آتش قرار گيرد . لانهء عنكبوت از نظر فن معمارى و اصول
هامش
( 1 ) . ر . ك : عنكبوت ( 29 ) آيهء 41 . خداوند در اين آيه تكيه گاههاى غيرالهى را به سان لانهء عنكبوتمىداند .