تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
3 . انسان در سايهء اعتقاد به خداى حكيم على الاطلاق ، خداى رؤوف و مهربان ، خدايى كه به مصالح و مفاسد بندگان خود ، از خود آنها آشناتر است ، مىتواند اثرات نامطلوب مصايب و شدايد و بلاها و روىدادهاى بد را خنثى سازد ؛ زيرا مىداند آن چه بر او مىگذرد تقدير خداى حكيم و دانا و تواناست و همهء كارهاى او بر اساس مصلحت استوار است به ويژه كه متوجه باشد هر نوع صبر و بردبارى در برابر مصايب پاداش‌هاى بزرگ دارد و به قول هنرى آدامس : « اگر رنج‌هاى اين جهان ، بىپاداش آن جهان بماند زندگى را چگونه مىتوانيم تحمل كنيم . شما حتى درسى را كه ولتر داده است ياد نگرفته‌ايد : اگر به فرض محال خدايى نباشد بايد آن را بسازيم » « 1 » . يونگ ، روانكاو معروف و معاصر در كتاب انسان معاصر در طلب روح مىنويسد : در مورد بيماران روحى كه از 35 سال به بالا داشتند ؛ حتى يك نفر هم يافت نمىشد كه مشكل روانى او در آخرين مرحلهء تحليل ، به ايمان مذهبى مربوط نگردد . بهتر است بگوييم كه هر فرد از آنان به علت فقدان آن چه دين زنده به اشخاص مىدهد ، بيمار شده‌اند و هيچ كس از آنها كه نظر دينى و مذهبى خويش را باز نيافتند واقعاً درمان نشده‌اند « 2 » . البته اعتقاد به تقدير خداوند بزرگ بدين معنا نيست كه در برابر هر نوع فشار و سختىهاى اجتماعى ، كه مخلوق جامعه‌هاى فاسد است ، دست روى دست بگذاريم و انواع بيدادگرىها را به عنوان صبر و شكيبايى در برابر تقدير تحمل نماييم ؛ زيرا هدف مذاهب از اعتقاد به تقدير و قضا ، دربارهء آن گونه مصايب و شدايدى است كه از قدرت انسان بيرون بوده و از قلمرو انديشه و خيال و فعاليت او خارج مىباشد ؛ مانند مرگ عزيزان و ديگر حوادث بد كه قابل پيش‌بينى نيست . ولى آن دسته از بدبختىها و بيچارگىها ، كه معلول وضع غلط اجتماع
هامش
( 1 ) . لذات فلسفه ، ص 470 . ( 2 ) . جهان ماديات ، ص 41 .