3 . شدايد و مصايب
جهان ماده پر از مشكلات است . هر فردى در طول زندگى خود با يك سلسله از محروميتها ، شكستها ، فقدان عزيزان ، حوادث ناگوار و فرسايندهء اجتماعى ، بلاى زمينى و آسمانى و دهها گرفتارى ديگر رو به رو مىگردد و به قول هنرى آدامس : « اين جهان صورتى از غم و رنج و مرگ و يا طوفان و قحطى و بيرحمى و انحراف و بىثباتى و نادانى و خوشبختى بدون عقل و خودخواهى بدون كسب و تلاش و بدبختى بىجهت و ترسهاى نامعلوم مىباشد » « 1 » .
هر كدام از آنها عامل مهمى براى اضطراب و دلهره و غم و اندوه به شمار مىروند . در چنين جهان طوفانيى ، كه كشتى زندگى بر اثر تصادم با كوههاى مخفى درياى پر طوفان اجتماع ما به شدت مىشكند ، عاملى لازم است كه به روح و روان ما سكينه و آرامش بخشد ، تا در پرتو آرامش روحى ، كشتى شكستهء خود را به ساحل نجات رهبرى كنيم .
4 . انديشهء فنا
هر فردى به قطع و يقين مىداند رشتهء عمر وى پس از اندى قطع خواهد گرديد و از آن چه به قيمت عمر خود گرد آورده است دست خواهد شست .
انديشهء مرگ ، كه به صورت هيولاى مخوفى در برابر هر انسانى مجسم مىگردد ، براى كسانى كه مرگ را آخرين سير زندگى مىدانند ، بسيار جانكاه و مرارت بار است و زندگى را در قسمت اخير عمر كاملا تلخ مىسازد و هر نوع نشاط زندگى را مىستاند و گاهى در اين مرحله ، فشار روانى به حدى مىرسد كه انسان را به مرگ زودرس ، دچار مىسازد زيرا بشر مرفه وقتى خود را با چنين اعتقادى ( مرگ دروازهء فناست و پس از مرگ خبرى نيست ) در آستانهء فنا ديد ، يأس و
هامش
( 1 ) . لذات فلسفه ، ص 469 .