بشر در سايهء دانش نيرومند خود بر بسيارى از مشكلات زندگى پيروز گرديده و به قسمتى از بيچارگىها و ناتوانىهاى خود پايان داده است ؛ مثلًا با شناختن دشمن شمارهء يك و نامريى خود ، « ميكرب » و راه مبارزه با آن ، خود را از بيمارىهاى عفونى ، به صورت قابل ملاحظهاى ، رها ساخته است و يا با استخراج منابع زيرزمينى و نيروهاى مختلف طبيعت ، بسيارى از موانع را از پيش پاى خود برداشته و وسايل استراحت مادى خود را به نحو دلپذيرى فراهم نموده است .
او در پرتو قدرت صنعت و تكنيك ، درهاى فضا را به روى خود گشوده و انسانهايى را به ماه فرستاده و باز گردانيده است و از قلب و كليهء مصنوعى ، استفاده نموده است و . . . .
ولى در برابر اين پيروزى چشمگير علمى ، به آرامش روانى ، كه زيربناى زندگى سعادتمندانه است ، نه تنها دست نيافته ، بلكه به موازات پيشرفت صنعت و تكنيك و دانشهاى مادى و افزايش وسايل استراحت جسمى ، مشكلات روانى و تشويشهاى فكرى او روز افزون گرديده و لحظه به لحظه به سير صعودى خود ادامه مىدهد . تو گويى تشنجهاى روحى و دلهرههاى روانى بشر ، با ترقيات مادى و تمدن ماشينى همراهند و به موازات هم ، در حال پيشرفتند . گواه آن آمارهايى است كه مطبوعات صنعتىترين كشورهاى جهان در اين باره منتشر ساختهاند ؛ مثلًا نيمى از آمريكايىهاى بالغ ، لااقل يك بار براى رفع نگرانى و تشويش تحت معالجه قرار مىگيرند . « 1 » تنها در آمريكا يك ميليون و هشتصد هزار تخت در بيمارستانها و مراكز خصوصى ، براى معالجه و درمان بيماران روحى اختصاص داده شده است و بيشتر تعجبآور خواهد بود اگر اضافه كنيم كه اين رقم نمودار مبتلايان به امراض روحى است كه احتياج به مراقبت پزشكى و دارويى دارند . چه بسا
هامش
( 1 ) . مجلهء دانشمند ، سال چهارم ، ش 4 .