اخروى و مقامات بهشتيان و دركات دوزخيان تطبيق شده است ، تا حدى از مفهوم آيه دور است .
در ذيل آيه ، حيات مادى و دنيوى را در برابر زندگى اخروى ناچيز مىشمارد و بدين وسيله مىخواهد به جامعهء انسانى بفهماند از گسترش روزى و ثروت جهان بايد به عنوان وسيله استفاده نمود و آن را منزلى از منازل زندگى شمرد ، نه اقامتگاه دايمى ، و براى آن نبايد به ظلم و جنايت پرداخت .
بحثهايى كه دربارهء آيهء هفتم از اين سوره انجام گرفت ، ما را از بحث در مورد آيهء 27 بىنياز مىسازد ؛ زيرا در هر دو آيه موضوع سخن اين است كه افراد مشرك اعتراض مىكنند : چرا براى پيامبر معجزهاى نازل نمىگردد ؟
ما در آن بحث به روشنى ثابت كرديم معجزات ممنوع ، آن معجزاتى بودند كه هدف درخواست كنندگان آن ، هدايت و راهنمايى نبوده است و موافقت با چنين درخواستى عقلًا لازم نيست و پيامبر فقط راهنماست و اختيار جهان در دست او نيست .
ولى در ذيل آيهء 27 پاسخى غير آن چه در آيهء هفتم بيان گرديده ، داده است و آن اين كه هدايت و راهنمايى مشركان در گرو آوردن معجزات مورد دلخواه شما نيست ، بلكه هدايت و ضلالت افراد به مشيت و خواست الهى مربوط است .
مشيت و خواست خداوند نيز بىملاك و بىجهت نيست و هدايت او تنها شامل حال افرادى مىشود كه به فكر حقيقتجويى باشند و به سوى او توجه كنند و لجاج و عناد را كنار بگذارند كه در اين موقع شايستهء هدايت الهى خواهند بود .
قرآن مجيد به اين حقيقت و اين كه ملاك هدايت و ضلالت چيست با جمله « وَيَهْدِى إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ » اشاره مىكند و با اين جمله مىتوان بسيارى از آيات مربوط به هدايت و ضلالت را تفسير نمود و خود را از چنگال اوهام « جبريگرى » رها ساخت .
قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى) — صفحة 201
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٠١