در مورد امر و نهى وجود دارد . كسانى كه به دستورهاى اسلام عمل مىكنند عملًا اين تلازم و پيوند را محترم مىشمارند ، ولى افرادى كه بر خلاف دستور او رفتار مىنمايند ، عملًا ميان اوامر و نواهى و مصالح و مفاسدى كه بر اين دو مترتب است ، تفرقه مىاندازند .
در ادامه مىگويد : آيه دربارهء مشركان مكه نازل گرديده و آنها را از اين نظر مذمت مىكند كه فرمانهاى تكوينى و تشريعى خدا را ناديده مىگيرند ؛ مثلًا با ديدن دلايل نبوت پيامبر ، او را تكذيب و رابطهء ميان دليل و مدلول را عملًا قطع مىكنند و دربارهء پيامبر كه از بستگان آنان است فرمان تشريعى خدا را دربارهء اقوام ناديده گرفته و ميان صله رحم و منافع آن ، عملًا جدايى مىافكنند « 1 » .
اين گفتار خالى از ايراد نيست ؛ زيرا ارادهء چنين معنايى از جمله « مَا أَمَرَاللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ » بسيار بعيد است و اگر مقصود قرآن همين بود لازم بود اين حقيقت را با بيانى روشن بيان كند ؛ مثلًا مىتوانست چنين بفرمايد : افراد خردمند كسانى هستند كه به فطرت انسانيت احترام گذارده و پس از مشاهده دلايل يك موضوع ، آنرا از صميم دل مىپذيرند و از راهى كه دليل رهبرى مىكند ، گام فراتر نمىگذارند .
گذشته از اين ، حمل « امر » بر امر تكوينى « 2 » خلاف ظاهر آناست و تا قرينهاى بر آن نباشد بايد اين لفظ را بر همان امر تشريعى كه پيامبران بيان كردهاند حمل نمود و همواره علماى بزرگ اسلام ، مخصوصاً پيشوايان معصوم ما ، با اين آيه بر تحريم قطع رحم استدلال نمودهاند . امام سجاد عليه السلام در ضمن نصايحى به فرزند گرامى خود مىفرمايد : فرزندم ، مبادا با كسى كه قطع رحم كرده است ، معاشرت نمايى ؛ زيرا خداوند در سه مورد از قرآن بر او لعنت فرستاده است آنجا كه در سورهء بقره مىفرمايد : « وَ يَقْطَعُونَ مَا أَمَرَاللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ » .
هامش
( 1 ) . تفسير المنار ، ج 1 ، ص 242 .
( 2 ) . مانند آيهء « إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » - يس ( 36 ) آيهء 82 .