( مانند تشنهاى بر نقطهاى مانند سر چاه بنشيند و ) دو دست خود را به سوى آب باز كند ( و انتظار داشته باشد كه ) آب به دهان او برسد ، در صورتى كه هرگز با اين وضع ( آب به دهان او ) نخواهد رسيد ( همانطور كه اين فرد از كار خود نتيجه نمىگيرد بت پرستان نيز از دعوت خدا نتيجهاى نمىگيرند ) . دعوت كافران ( و پرستش بتان ) جز گمراهى چيزى نيست » .
مجموع اين آيات گواه و يا گواههاى روشن و استوار بر نفى معبودى جز خداوند است و هدف از اين دلايل ، بيدار ساختن افكار مشركان و هدايت آنان به سوى توحيد خداست كه جز او را ، معبود و يا آفريدگار جهان ندانند .
جاى گفتگو نيست كه موقع نزول اين آيات ، قسمت اعظم شبه جزيره و مناطق زيادى از جهان را بتپرستى فرا گرفته بود : گروهى اين بتها را جلوه گاه خدا و يا خدايان و شفيع ميان خالق و مخلوق و شايستهء عبادت مىدانستند ، بدون اين كه آنها را خالق و رازق بدانند و كارهاى مخصوص خدا را مانند آفريدن و روزى دادن ، به آنها نسبت دهند و گروهى ديگر ، اجرام سماوى و بتها را آفريننده و روزىدهنده مىدانستند . اين دسته نسبت به گروه نخست در اقليت بودند .
در هر حال ، خواه آنها را فقط معبود و شايسته ستايش بدانند ، ياعلاوه بر مقام معبودى آنهارا مبدأ كار و مؤثر در جهان طبيعت قلمداد كنند ، عبادت و پرستش ، تواضع ، خضوع و بندگى ، در خواست حاجت و رفع نيازمندى ، مخصوص معبودى است كه ذات وى جلوه گاه كمال بوده و از هر نظر غنى و بىنياز و قادر و توانا و پيراسته از نقص و عيب باشد . ناگفته پيداست فرد عاقل و با وجدان و بيدار ، بىاختيار در برابر چنين معبودى سر تعظيم فرود مىآورد .
به عبارتى ديگر ، از طرفى عشق به كمال در انسان امرى فطرى است و كمالات يك فرد ، انسان را ناخود آگاه به سوى خود جلب مىنمايد و عاشق خود مىسازد . و از طرف ديگر ، نيكى و كمك به يك فرد ، بر طرف ساختن نيازمندىهاى شخص ، از عواملى است كه رشتهء ارادت را استوارتر ساخته و بر
قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى) — صفحة 149
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٤٩