چيرگى ملت غارتگر مغول بر حكومت چند صد سالهء عباسيان معلول قدرت نظامى و برترى تاكتيك رزمى آنان نبود ، بلكه گسترش فساد در ميان عباسيان و خود خواهى امرا و حكمرانانشان ، گرايش خلفا و زمامداران به هوس رانى و فساد و خود كامگى ، موجب سقوط خلافت چند صد سالهء اسلامى گرديد و مسلمانان را در طول تاريخ با بزرگترين فاجعه رو به رو ساخت .
در روزهاى محاصره منطقهء موصل از طرف فرمانده كل نيروهاى هلاكو دونامهء مختلف به دست استاندار موصل رسيد : يكى از دشمن خونخوار اسلام هلاكو و ديگرى از طرف خليفهء بغداد .
هلاكو در نامهء خود ياد آور شده بود كه اگر استاندار موصل ، ابزار و آلات جنگى و وسيلهء فتح قلعهء عظيم بغداد را در اختيار او بگذارد وى از محاصرهء موصل صرف نظر نموده و راه بغداد را پيش خواهد گرفت . هم زمان با رسيدن اين نامه ، نامهاى از دربار خلافت عباسى به دست حاكم موصل رسيد و خليفه در آن نامه ، درخواست كرده بود حاكم موصل گروهى از بهترين نوازندگان موصل را روانهء بغداد نمايد ، تا به مجالس عيش و طرب خليفه رونق بخشند .
حاكم پس از خواندن هر دو نامه ، چنين اظهار داشت : در اين لحظهء حساس ، دشمن خونخوار اسلام از من ابزار جنگى مىطلبد ولى خليفه ، رامشگر ونوازنده مىخواهد كدام يك بايد پيروز شوند ؟
اين جاست كه حقيقت و مفاد جملهء « إِنَّ اللَّهَ لايُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ » به صورت واضح تجلى مىكند و معلوم مىشود چرا مسلمانان روزى در ميان ملل جهان ، سر بلند و سرفراز بودند ولى پس از چند قرن سيادت و عظمت و عالىترين تمدن ، مقهور ملل ديگر گرديدند . نا گفته پيداست چون دگرگونى در روحيات و اعمال آنان پديد آمد ، خدا نيز سيادت و عظمت را از آنان سلب نمود و براى اين مطلب شاهد و گواه فراوان است .
قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى) — صفحة 147
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٤٧