تشكيل دادند ، همواره موجوديت مسلمانان و كيان و تشكيلات آنان را گروههاى مشرك مورد حمله و هجوم قرار مىدادند : در زمان حيات پيامبر شهر مدينه و اطراف آن پيوسته مورد هجوم سپاه شرك قرار گرفت و لشكر دشمن اطراف مدينه را محاصره كرد . در جنگ بدر و احد و خندق ، جز داخل شهر ، همهء نقاط تحت تصرف سپاه بتپرست در آمد و دفاع جانانن اى را كه مسلمانان در سرزمين بدر انجام دادند ، به منظور جلوگيرى از پيشرفت دشمن به سوى مدينه بود .
فقها اين گونه نبردها را ، كه براى دفاع از موجوديت و حقّ حيات اسلام و مسلمانان و يا براى سركوبى هرگونه جنبشهاى ضدّ اسلامى ، كه در ميان قبايل در شرف تكوين بود ، صورت مىگرفت « جهاد دفاعى » مىنامند .
اكثر غزوات پيامبر و يا دستههايى كه براى پراكنده ساختن اجتماعاتى كه به فكر حمله به مدينه بودند ، اعزام مىشدند ، جنبهء دفاعى داشت ؛ يعنى در اكثر اين نبردها هدف پاسخ به حملات دشمن بود ؛ و يا منظور اين بود كه نهضتهاى ضدّ اسلامى در حال تكوين و دستهبندى را ، خفه سازند و پيش از آن كه به مدينه حمله آورند و يا به جمع اسلحه و نفرات موفق گردند ، از هم پراكنده كنند .
روى اين نظر ، بسيارى از انديشوران تصور كردهاند كه همهء جهادهاى اسلامى ، جهاد دفاعى بوده و هرگز در اسلام جهاد تعرضى و ابتدايى وجود نداشته است .
اين استنتاج ، معلول بررسى اين نوع غزوههاست و گرنه دليلى ندارد جهاد تعرضى و ابتدايى كه از مسلمات فقه اسلام و صريح آيات قرآنى است ، مورد انكار قرار گيرد . ما در آينده به بررسى دلايل جهاد ابتدايى و علل و انگيزههاى آن خواهيم پرداخت .
احمد موعود انجيل (تفسير سوره صف) ( فارسى) — صفحة 58
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٥٨