( افراد مجاهد ) كسانى هستند كه بدون جهت از ديارشان اخراج شدهاند جز اين كه ( جرم آنان اين بود ) مىگفتند : پروردگار ما خداست .
اين آيه به خوبى نشان مىدهد ، كه نخستين انگيزهء تشريع جهاد ، اين بود كه مسلمانان پس از تمركز در مدينه از حقوق خود دفاع و هر نوع ستم را از خود دفع نمايند .
اين نكته درآيات ديگرى نيز منعكس است ، كه فقط به نقل و ترجمهء يك آيه اكتفا مىنماييم :
« وَقاتِلُوا فِى سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَلاتَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ » ؛ « 1 »
با كسانى كه با شما نبرد مىكنند ، در راه خدا جنگ كنيد ، ولى مراقبباشيد كه از حد تجاوز نكنيد . خدا تجاوز كاران را دوست نمىدارد » .
در اين دو آيه ، نخستين چهرهء جهاد براى ما نمايان و روشن مىشود و اين كه فلسفهء تشريع آن در صدر اسلام ، پاسخگويى به زور گويانى بود كهمسلمانان را از آزادى عقيده و تمام لذايذ مادى و معنوى باز داشته بودند .
نمونههايى از جهاد دفاعى
از روزى كه پيامبر اسلام در مدينه استقرار يافت و جوانان انصار دور او را گرفتند و افراد پاكدلى از نقاط مختلف به ديدار او شتافته و آيين او را از جان و دل پذيرفتند و اجتماع كوچك ، اما نيرومندى را در برابر مشركان
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 190 .