خشونتهاى تاتار و مغول كمتر نبوده است » . « 1 »
جهاد امرى فطرى است
اگر حيات يك موجود زنده و ساده مانند گياه را در گرو مبارزه با عوامل زيادى بدانيم كه حيات و بقاى آن را تهديد مىكند ، اگر تعريف زيستشناس معروف فرانسوى ، بيشو را دربارهء زندگى بپذيريم كه مىگويد : حيات ، مجموعهء اعمالى است كه بر ضد مرگ مىجنگند . اگر مرگ و فرسودگى و ميل به يكنواختى را لازمهء سير طبيعى بدانيم و پديدهء حيات و هر پديدهء ضد مرگ و تكامل و رشد را مخالف جريان طبيعى و بهسان شنا در جهت خلاف مسير آب رودخانه تلقى نماييم ، تصديق خواهيد كرد كه هر پديدهء اجتماعى و انقلاب فكرى ( ايدئولوژيك ) چون پديدهء زندهء مادى ، در پيدايش و بقاى خود ، به تلاشهاى وسيعى نياز دارد كه بدون آن ادامهء وجود براى آن ممكن نيست ؛ زيرا در انقلابهاى فكرى ، منافع گروههايى به خطر افتاده خواه ناخواه ، به معارضه و مبارزه بر مىخيزند ، و جنگ رخ مىدهد در اين موقع ، جنگ اصلى حياتى ، كه ضامن بقا و رشد و نموِّ آن مكتب فكرى است ، تلقى مىگردد .
اصولاً حساب دين از حساب يك مكتب فلسفى و يا علمى جداست . نزاعى كه يك مكتب فلسفى به پا مىكند ، از دايرهء مناقشات لفظى و احياناً انتقادات كتبى ، تجاوز نمىكند ، ولى آيينى كه مىخواهد تمام نظامات پوسيده را درهم بريزد ، و مراسم كهن وعقايد فاسد را زير و رو كند و نظام نوى را به جاى نظام كهنه بنشاند ، چنين فكر و هدفى بدون درگيرى و
هامش
( 1 ) . اسلام مكتب مبارز و مولد ، ص 9 .