اسم گفتى رو مسمّا را بجوى * ماه در بالاست نى در آب جوى
هيچ اسم بى مسمّا ديدهاى * يا زگاف و لامِ گل ، گل چيدهاى
تا قيامت عارف ار مَىْ مَىْ كند * تا ننوشد باده ، مستى كى كند
اين جاست كه انسان به ياد سخنان ارزندهء پيشوايان ادب مىافتد كه گفتهاند :
دو صد گفته چون نيم كردار نيست ؛ بار درخت علم ، ندانم به جز عمل .
اگر هزينهء تبليغات دور از حقيقت كه بازرگانان و يا صاحبان صنايع در ترويج كالاهاى خود صرف مىكنند ، در راه تأمين آرمانهاى كارگران و مرغوبيت جنس صرف شود به مراتب سودمندتر و قابل تمجيدتر خواهدبود .
گاهى عمل به گوشهاى از برنامههاى اسلام آن چنان اعجاب ديگرانرا بر مىانگيزاند كه بىاختيار به سوى اسلام كشيده مى شوند . دراين موارد يك جَوْ عمل ، جاىگزين صدها برنامههاى تبليغاتى مىگردد .
اميرمؤمنان عليه السلام به صورت يك فردى ناشناس با يكى از اهل كتاب ( مسيحى ، يا يهودى ، يا زرتشتى ) همسفر شد . مقصد امير مؤمنان كوفه ، و مقصد وى نقطهاى جلوتر از كوفه بود . اميرمؤمنان راه مشترك را با او باكمال صميميت و مذاكرات شيرين پيمود . وقتى بر سر دو راهى رسيدند و آن شخص « ذِمّى » خواست از على جدا شود ، مشاهده كرد كه همسفر وى