شده است تردد مىكنى » .
با وجود اين آيات و روايات ، كه شعور و ادراك را در سراسر موجودات جهان حاكم مىداند ، بايد در تفسير تسبيح موجودات ، نظريهء مرحوم صدرالمتألهين را برگزيد و گفت : اين تسبيح ، تسبيح واقعى و حقيقى است و موجودات جهان به زبان ويژهء خود ، خدا را تسبيح مىگويند ، نه با زبان حال ، به گونهاى كه در نظريههاى پيشين وجود داشت .
راه دوم ( دليل عقلى ) :
اين نظر را مىتوان با دليل عقلى و اصول « حكمت متعاليه ) » « 1 » نيز ثابت نمود و خلاصهء آن اين است : وجود و هستى در هر مقام و مرتبهاى به اعلم و شعور و درك و آگاهى ملازم و توأم است و هر چيزى كه سهمى از وجود و هستى دارد به همان اندازه از علم و شعور سهمى خواهد داشت و دلايل فلسفى ، اين نظر را كاملاً تأييد مىكند و پايهء برهان فلسفى آن را دو چيز تشكيل مىدهد :
1 . در جهان هستى آن چه اصيل و سرچشمهء آثار و كمالات است « وجود » است و هر نوع فيض معنوى و مادى از اوست ؛ اگر در جهان ، علم و ادراكى ، قدرت و نيرويى ، زندگى و حياتى هست همگى در پرتو وجود و هستى اشياست و اگر وجود از ميان برود همه اين جنبوجوشها ، تلاشها و حركتها به خاموشى مىگرايد .
2 . براى وجود در تمام مراحل هستى ، از واجب و ممكن ، از مجرد
هامش
( 1 ) . حكمت متعاليه همان فلسفهء صدر المتألهين است كه براى خود در فلسفهء اسلامى ، مكتب ويژهاى دارد .