10 - چهرهء حواريون در انجيل و قرآن
14 . « يا أَيُّها الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنْصارَ اللَّهِ كَما قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوارِيِّنَ مَنْ أَنْصارِى إِلَى اللَّهِ قالَ الحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ فَآمَنَتْ طائِفَةٌ مِنْ بَنِى إِسْرائِيلَ وَكَفَرَتْ طائِفَةٌ فَأَيَّدْنا الَّذِينَ آمَنُوا عَلى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظاهِرِينَ » ؛
اى افراد با ايمان ، ياران خدا باشيد ، همچنان كه عيسى فرزند مريم به حواريون « 1 » گفت :
ياران من ( براى دعوت ) به سوى خدا كيست ؟ حواريان گفتند : ما ياران خدا هستيم . گروهى از بنى اسرائيل ايمان آوردند و گروهى ديگر كفر ورزيدند .
هامش
( 1 ) . مفسران ولغتنويسان براى « حوارى » معانى متعددى ذكر كردهاند . ابنفارس در المقاييس مىنويسد : اصول و ريشهءمعانى « حور » سه چيز است :
الف ) لون و رنگ . از اين جهت لفظ « حور » در شدت سفيدى و سياهى چشم استعمال مىشود .
ب ) رجوع و بازگشت . مانند « ظَنّ أن لَنْ يحور ؛ او انديشيد كه ديگر باز نخواهد گشت » .
ج ) گردش و مدار . اگر به دوست صميمى انسان حوارى مىگويند ، شايد از نظر پاكى و صفاى قلب آنهاست كه نقطهء سياهى در روان او نيست .
طبرسى در مجمعالبيان ( ج 1 ، ص 447 ) مىگويد : علت اين كه به دوستان مسيح « حوارى » مىگويند اين است كه ، آنان شغل رختشويى داشتند و لباسهاى مردم را سفيد مىكردند .