قرآن حواريون عيسى را چنين معرفى مىكند :
1 . آنان ياران خدا بودند هنگامى كه مسيح ، بنىاسرائيل را به آيين خود دعوت نمود و معجزات خود را براى آنها شمرد و اعلام كرد كه من تصديق كنندهء تورات و در عين حال حلال كنندهء برخى از حرامها مىباشم ، در اين هنگام احساس كرد اكثريت بنىاسرائيل در فكر كفر و انكار و اعراض از رسالت وى مىباشند ، لذا براى اين كه ياران خود را از ديگران تميز دهد نداى خود را بلند كرد و گفت :
« . . . مَنْ أَنْصارِى إِلى اللَّهِ قالَ الحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ آمَنّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِانّا مُسْلِمُونَ » ؛ « 1 »
وقتى كه حضرت عيسى از آنان احساس كفر و انكار نبوت نمود گفت : ياران من براى راهنمايى مردم به سوى خدا كيست ؟ ! حواريون گفتند : ما ياران خداييم . به او ايمان داريم و گواه باش كه ما در برابر او تسليم هستيم » .
در آيهء مورد بحث هم ، همين مطلب را از آنان نقل مىكند . لطفاً به خود آيه و ترجمهء آن در آغاز بحث مراجعه كنيد .
2 . به حواريون الهام مىشود . يكى از معانى وحى در قرآن ، همان الهام به قلب است . به طور مسلم الهام الهى شرايط و قيودى دارد و از آن كسانى است كه روح و روان آنها ، از لوث معاصى پاك شود و شايستگى خاص براى چنين موهبت پيدا نمايند .
اگر به مادر موسى الهام مىشود « نوزاد خود را شيرده و در صورت ترس از مأموران فرعون او را به دريا افكن و از سرانجام كار نترس ؛ زيرا ما
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 52 .