معرفى مىكند « 1 » در صورتى كه در برخى از اناجيل ، چهرهاى از آنها ترسيم مىشود كه نه تنها با آن مقام بلند و مرتبت رفيع آنان سازگار نيست ، بلكه آنان را افراد فاسق ولاابالى معرفى مىنمايد .
يكى از دلايل اعجاز قرآن اين است كه پيرامون صدها موضوع سخن گفته و دربارهء آنها بحث نموده است ، ولى هيچگاه در قضاوت و داورى خود دچار تناقض و اختلاف نشده است ، چنين مصونيتى از يك فرد امّى درس نخوانده ، نشانهء ارتباط وى با جهان وحى است ، كه از هر نوع خطا مصون مىباشد و گواه بر اين است كه اين كتاب محصول و تراوش فكر وى نيست ؛ زيرا عادتاً محال است كه يك فرد ، آن هم مدتى طولانى در مورد موضوعات گوناگون بحث و بررسى كند و در اين مدت هرگز دچار اختلاف و تناقض گويى و يا لااقل شك وترديد نگردد .
هر يك از اين موضوعات كه قرآن دربارهء آن به طور مكرر بحث نموده نمونهء زنده و گواه روشن براين مطلب است . يكى از آن نمونهها موضوع « حواريون » مسيح است كه در اين آيه و آيات ديگر مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است . اكنون ما تمام آيههايى را كه دربارهء آنان وارد شده در اينجا گرد مىآوريم ، سپس خود شما داورى نماييد كه آيا همهء اين آيات ، جز يك هدف ، كه آنطهارت و پاكى و خلوص و ايمان راسخ آنان است ، چيز ديگرى را تعقيب مىكند ؟ و بعداً داورىهاى متناقص انجيل را در حقّ آنان در اين جا منعكس مىسازيم ، تا روشن شود كدام يك شايستگى كتاب آسمانى بودن را دارد .
هامش
( 1 ) . همان ، باب 10 ، جملهء 1 از همان چاپ ، دربارهء اين دوازده نفرچنين مىنويسد : « پس دوازده شاگرد خود را طلبفرموده ايشان را برارواح پليد قدرت داد تا آن كه ايشان را اخراج نمايند و اين كه از هرمرضى و رنجى شفا بخشند . . . » .