مىگيرند ، به آخرين حدّ تكامل علمى و عملى مىرسد .
اگر نور حسى نشان دهندهء خود و موجودات ديگر است ، نور حق نيز پيوسته ساطع و فروزان و روشنگر قلوب و ارواح است .
اگر نور حسى كوتاه كنندهء دست جنايتكاران و باز دارندهء آنان از جنايت است ، نور معنوى نيز ، تبهكاران اجتماع را از هر نوع فعاليت ضدّ اخلاقى و اجتماعى باز داشته و فرصت فعاليت به آنان نمىدهد .
اگر يغماگران اموال در تاريكى شب به فكر جنايت مىافتند ، در مواقعى كه نور معنوى در نقطهاى به ضعف مىگرايد ، دزدان اخلاق و سرمايههاى انسانى ، از فرصت استفاده نموده به فكر سست كردن پايههاى ايمانى و ارزشهاى اخلاقى مىافتند .
اگر نور حسى به سرعت سرسام آور ، فواصل مكانى را طى مىكند ، نور معنوى در قلوب آماده وارواح پاك و سرشتهاى دست نخورده آنچنان نفوذ مىكند كه در اندك زمانى ، قلوب ملتها را تسخير نموده و دامنهء نفوذ خود را به دورترين نقاط گيتى مىرساند .
به همين مناسبت كه نور معنوى نيز به سان نور حسى ، سرعت نفوذ در قلوب و ارواح دارد ، قرآن نويد قطعى مىدهد كه اين نور ( آيين حق ) سرانجام سراسر جهان را فرا خواهد گرفت و خداوند آن را بر همهء اديان پيروز خواهد گردانيد آن جا كه مىفرمايد :
« لِيُظْهِرَهُ عَلى الدِّينِ كُلِّهِ » ؛ برهر چه به نام دين است ، پيروز خواهد ساخت .
تاريخ اين پيروزى قطعى
در آيهء نهم ، نويد پيروزى اين حق را بر تمام ملل مىدهد اكنون بايد ديد مقصود از « ملت مغلوب » چيست ؟ اگر مقصود آيين شرك و