منظور از فارقليط چيست ؟
در اين جا قراين روشنى داريم كه گواهى مىدهد كه مراد از فارقليط پيامبرى است كه پس از مسيح مىآيد نه روح القدس :
1 . بايد توجه كرد از برخى تواريخ مسيحى استفاده مىشود كه پيش از اسلام در ميان علما و مفسران انجيل مسلم بود كه « فارقليط » همان پيامبر موعود است . حتى گروهى از اين مطلب سوء استفاده كرده و خود را « فارقليط » موعود معرفى نمودهاند ؛ مثلاً منتس كه مردى رياضت كش بود و در قرن دوم ميلادى مىزيست ، در سال 187 ميلادى در آسياى صغير مدعى رسالت گرديد و گفت : من همان فارقليط هستم كه عيسى از آمدن او خبر داده است و گروهى از وى پيروى كردند . « 1 »
2 . از آثار و تواريخ مسلم اسلامى كاملاً استفاده مىشود كه سران سياسى و روحانى جهان مسيحيت در روزهاى بعثت پيامبر اسلام همگى در انتظار پيامبر موعود انجيل بودند از اين جهت هنگامى كه سفير پيامبر نامهء او را به زمامدار حبشه داد او پس از خواندن نامه رو به سفير كرد و گفت : من گواهى مىدهم كه او همان پيامبرىاست كه جهان اهل كتاب ، در انتظار او هستند . و همانطور كه حضرت موسى از نبوت حضرت مسيح خبر داده ، او نيز از نبوت پيامبر آخرالزمان بشارت داده و علايم و نشانن هاى او را معين كرده است . « 2 »
وقتى نامهء پيامبر به دست قيصر رسيد و نامه را مطالعه كرد و دربارهء
هامش
( 1 ) . انيس الاعلام ، ج 2 ، ص 179 به نقل از تاريخ « وليم ميور » كه در سال 1848 چاپ شده است .
( 2 ) . طبقات كبرى ، ج 1 ، ص 259 ؛ سيرهء حلبى ، ج 3 ، ص 279 .