پيامبر اسلام تحقيقاتى به عمل آورد ، در پاسخ نامهء آن حضرت چنين نوشت :
نامهء شما راخواندم و از دعوت شما آگاه شدم ، من مىدانستم كه پيامبرى خواهد آمد ، ولى گمان مىكردم كه اين پيامبر از شام بر خواهد خاست . . . . « 1 »
از اين نصوص تاريخى استفاده مىشود كه آنان در انتظار پيامبرى بودند و چنين انتظار به طور مسلم ، ريشهء انجيلى داشته است .
3 . امتيازاتى كه حضرت مسيح براى « فارقليط » قائل شده ، و شرايط و نتايجى كه براى آمدن او شمرده است ، اين مطلب را قطعى مىسازد كه منظور از « فارقليط » جز پيامبر موعود نخواهد بود . اين علايم مانع از آن است كه آن را به روح القدس تفسير نماييم . اكنون مشروح قراين :
الف ) حضرت مسيح سخن خود را چنين آغاز كرد : « اگر شما مرا دوست داريد احكام مرا نگاه داريد و من از پدر خواهم خواست تا « فارقليط » ديگرى به شما خواهد داد » . « 2 »
اولاً ، از اين كه حضرت مسيح مهر و محبت خود را به رخ آنها مىكشد حاكى است كه او احتمال مىدهد گروهى از امت او زير بار كسى كه وى از آمدن او بشارت مىدهد ، نخواهند رفت و لذا از طريق تحريك عواطف مىخواهد آنان را به پذيرفتن او وادار سازد و اگر منظور از فارقليط - آن طور كه مفسران انجيل تصور كردهاند - همان روح القدس باشد در اين صورت به چنين زمينه سازى احتياج نبود ؛ زيرا روح القدس پس از نزول ، آن چنان در قلوب و ارواح تأثير مىكند كه براى كسى جاى ترديد و شك و انكار باقى نمىماند ، ولى اگر مقصود پيامبر موعود باشد ،
هامش
( 1 ) . الكامل ، ج 2 ، ص 44 .
( 2 ) . باب 14 ، جملهء 15 .