تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احمد موعود انجيل (تفسير سوره صف) ( فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
شهادت دهد ، ولى اگر مقصود پيامبر موعود باشد ، دوجمله معناى صحيح خواهند داشت ؛ زيرا امت مسيح بر اثر طول زمان و دست‌برد علماى انجيل ، بسيارى از دستورات او را فراموش كرده و گروهى همهء آنها را به دست فراموشى سپرده بودند و حضرت محمد صلى الله عليه و آله همه را بازگو كرد و به نبوت حضرت عيسى شهادت داد و گفت : او نيز مانند من ، پيامبر بوده و مادر مسيح را از نسبت‌هاى ناروا تبرئه نمود و ساحت مقدس مسيح را از ادعاى الوهيت پيراسته ساخت . ج ) « اگر من نروم فارقليط نزد شما نمىآيد » . « 1 » او آمدن « فارقليط » را مشروط به رفتن خود كرده است ، و اگر مقصود « روح القدس » باشد ، نزول او بر حضرت مسيح و حتى بر خود حواريين مشروط به رفتن او نبوده است ؛ زيرا به عقيدهء مسيحيان ، روح القدس بر حواريون ، زمانى كه حضرت مسيح خواست آنان را براى تبليغ به اطراف بفرستد ، نازل گرديد . « 2 » بنابراين هيچ‌گاه نزول او مشروط به رفتن مسيح نبوده است ، ولى اگر بگوييم مقصود پيامبرى صاحب شريعت ، آن هم شريعت جهانى است ، در اين صورت ، آمدن او مشروط به رفتن حضرت مسيح و منسوخ گشتن آيين او خواهد بود . د ) اثر نزول « فارقليط » سه چيز معرفى شده است : « جهانيان را به گناه و صدق و انصاف ملزم خواهد ساخت : به گناه ، زيرا كه به من ايمان نمىآورند . . . » . « 3 »
هامش
( 1 ) . باب 15 ، جملهء 7 . ( 2 ) . متى ، باب 10 ، جملهء 29 ؛ لوقا ، باب 10 ، جملهء 17 . ( 3 ) . باب 16 ، جملهء 7 . در بسيارى از اناجيل قديمى ، به جاى « ملزم » توبيخ آمده است و جملهء دومى روشن‌تر و مناسب‌تر است . برخى از مفسران و نويسندگان مسيحى وقتى به اين جمله مىرسند و مىبينند كه هرگز اين جمله با روح القدس تطبيق نمىكند ، با كمال جسارت مىگويند : منظور از رئيس جهانيان ، همان شيطان است كه مردم را به گناه ملزم مىسازد و گواه اين مطلب اين است كه حضرت مسيح در آيهء 30 فرمود : رئيس جهان مىآيد و در من حصه‌اى ندارد ؛ يعنى بر مسيح غلبه نمىكند . اين تفسير ، جز فكرى شيطانى ، چيز ديگرى نيست ؛ زيرا به فرض اين كه يك چنين رئيس جهانيان مردم را به گناه ملزم مىسازد ، چگونه به صدق و انصاف الزام مىنمايد ! ؟ گذشته از اين ، منظور از « ملزم كردن » در اين جا همان توبيخ است كه در بسيارى از اناجيل قديمى وارد شده است و اما منظور ازجمله‌اى كه در آيهء 30 « رئيس جهانيان در من حصه‌اى ندارد » وارد شده اين است كه او شخصيت مستقل و جداگانه‌اى است و شاخه‌اى از نبوت مسيح نيست ، بلكه او مكمل آيين اوست .