جبران مىنمود .
پيامبر اسلام دوران كودكى خود را در ميان قبيلهء « بنى سعد » كه تيرهاى از قبيلهء « هوازن » بودند گذرانيده وزنى به نام « حليمه سعديه » او را شير داده و پنج سال در دل قبيلهء خود به پرورش او پرداخته بود .
قبيلهء بنى سعد كه در نبرد با اسلام شركت كرده وگروهى از زنان وكودكان و مقدارى از اموال آنان در نبرد حنين به دست مسلمانان افتاده بود ، سخت از كردهء خود پشيمان بودند ، ولى به خاطر داشتند كه محمد در ميان آنان پرورش يافته و با شير زنان اين قبيله ، بزرگ شده است وپيامبر اسلام ، كانونى از عواطف وجوانمردى و حق شناسى است و اگر او را متوجه موضوع سازند ، بدون ترديد اسيران آنها را آزاد نموده و به كسان خود باز مىگرداند .
چهاردهتن از سران قبيله كه همگى اسلام آورده بودند ( در رأس آن هيأت ، زهيربن صردو « ابوبرقان » عموى رضاعى پيامبر قرار داشت ) شرفياب محضر پيامبر شده وچنين گفتند :
در ميان اسيران ، عمهها وخالهها وخواهران رضاعى وخدمتگزاران دوران طفوليت شما وجود دارند ولازمهء كرم وعطوفت ، اين است كه به پاس حقوقى كه برخى از زنان اين قبيله در گردن شما دارند ، كليهء اسيران ما را از زن و مرد وكودك آزاد فرماييد و اگر ما از نعمان بن منذر و يا حارثبن ابى شمر ، سرداران عراق وشام ، چنين تقاضايى مىنموديم ، اميد پذيرفتن آن را داشتيم
مربى نمونه (تفسير سوره لقمان) (فارسى) — صفحة 163
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٦٣