اينمسائل تقليد نمايد .
لزوم تحقيق در مسائل اصولى اسلام ، قدرت روحى و فكرى ووسعت شعاع ديد اسلام را مىرساند كه مىخواهد جامعهء انسانى در اين مسائل خود فكر كند وپيرو منطق واستدلال باشد ، در نتيجه سطح افكار بالا برود و يك مشت سودجو به عنوان متخصص در مسائل عقايد ، افكار و روح مردم را قبضه ننمايند . اسلام با كمال شهامت به مردم در اين مسائل ، حق دخالت وفكر داده است .
دستگاه روحانى مسيح به پيروان خود اجازه نمىدهد كه در مسائل اساسى آيين مسيح ، مانند « تثليث » و پسر خدا بودن حضرت مسيح و امثال آن ، ابراز نظر كنند ومريدان را تحت عنوان « اسرار مگو » و « رمز مسيحيت » از تفكر آزاد باز مىدارد .
راستى اين منطق ، كجا ومنطق قرآن كجا ، زيرا اين كتاب آسمانى كسانى را كه بىجهت از روش گمراه كنندهء پدران پيروى مىنمايند ، چنين مذمت مىفرمايد :
« بَلْ قالُوا إِنّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ * وَكَذ لِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِى قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلّا قالَ مُتْرَفُوها إِنّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ * قالَ أَوَ لَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدى مِمّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آباءَكُمْ قالُوا إِنّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ . » « 1 »
يعنى مشركان ، آيين خرافى خود را روى تقليد از پدران توجيه مىكنند
هامش
( 1 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 22 - 24 .