سخنان پدر و مادر ، اين است كه پدر و مادر ، خواهان سعادت فرزندند ، گرمى وسردى روزگار را زيادتر از او چشيدهاند وتجربيات خوبى در اين راه اندوختهاند ؛ از اين جهت بايد در مسائلى كه نمىدانند از تجربيات آنها استفاده كنند ، ولى اگر پدر و مادر براثر نادانى وگمراهى يا هوسرانى بخواهند فرزند را به لب پرتگاه بكشند ، او را به انواع گناه آلوده سازند ، مقام انسانى او را بهقدرى تنزل دهند كه در برابر اجسام بىروح خاضع گردد ، در اين صورت ، جهتى براى فرمانبردارى نيست .
على عليه السلام مىفرمايد :
« إنّ لِلوَالِدِ علَى الوَلَدِ حَقّاً . . . فَحَقُّ الوَالدِ أنْ يُطِيْعَهُ فِى كُلِّ شَىْءٍ إلّافِى مَعْصِيَةِ اللّهِ ؛
حق پدر آن است كه فرزند در هر چيزى جز معصيت خداوند ، از او پيروى كند . »
به خصوص موضوع شرك كه تمام رهبران آسمانى براى مبارزه با اين بيمارى مبعوث شدهاند ، خون ميليونها خداشناس يكتاپرست در راه آبيارى درخت خداپرستى ريخته شده ، هرگز شايسته نيست كه براى جهل وبيمارى روحى پدر و مادر در اين مورد ، كوركورانه از منطق آنان پيروى شود .
پناهگاه در مسائل اصولى ، منطق وخرد است
اصولًا پناهگاه بشر در مسائل اصولى واساسى ، عقل وخرد