سقوطى كه از انسانيت اثرى باقى نمىماند . شايد آيهء زير اشاره به مطلب فوق باشد :
« وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَ نَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِى بِهِ الرِّيحُ فِى مَكانٍ سَحِيقٍ « 1 » ؛
كسى كه جز خدا را مىپرستد [ خواه بتباشد يا نفس ومقام ] مانند اين است كه از آسمان سقوط كند و در فضا بدن او طعمهء پرندگان شكارى گردد ، و يا طوفانى او را به قعر درهاى عميق پرتاب كند . »
آيا با اين وضع ، جا ندارد كه لقمان شرك را ستم بزرگ بشمارد ؟ ستمى بر خدا ، ستمى بر خويش كه مبدأ بسيارى از مفاسد است ، چنان كه فرموده : « إِنَّ الشِرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ » .
ريا در مقابل اخلاص
شرك ودوگانه پرستى ، در مقابل توحيد ويگانه پرستى است ودربارهء آن به گونهاى بحث نموديم . اكنون وقت آن رسيده كه دربارهء همتاى شرك كه همان ريا در مقابل اخلاص باشد نيز سخن بگوييم .
بسيارى از افراد مسلمان ، هر چند از چنگال ظاهرى شرك رهايى يافته وموجودى را جز خدا نمىپرستند ، ولى در برابر آن ، گاهى دچار شرك مخفى وپنهان شده و در كارهاى خود ، « اخلاص »
هامش
( 1 ) . حج ( 22 ) آيهء 31 .