است ، همان موضوع پرستش وعبادت غير خداست ، نه هر دعوت ، ومقصود از آيهء « فَلا تَدْعُوا » ، « فَلا تَعْبُدُوا احَداً » است .
ثانياً ، دقت در لفظ « مَعَ اللّه » ، حقيقت را روشنتر مىسازد ، زيرا آنچه حرام است اين است كه از شخصى به عنوان شريك خدا چيزى بخواهيم ، براى آن شخص همان مقامى را قائل بشويم كه براى خدا قائل هستيم وبگوييم : او نيز بسان خدا ورديف خداست .
در صورتى كه هيچ مسلمانى در تمام دعوتهاى خويش ، چنين عقيده را دربارهء اولياى خدا ندارد ، بلكه مدعو واقعى ودرخواست شدهء حقيقى در همهجا خداست ، چيزى كه هست گاهى به وسيلهء شخصى مانند پيامبر ، از خدا ، شفاى مريض واداى دين را مىطلبيم و گاهى بدون رابطه ووسيله ، حاجت خود را از خدا مىخواهيم .
بنابراين ، ما جز خدا كسى را نمى خوانيم وجز او كسى را در رفع حوايج ونيازمنديها وشدايد ومصائب ، مؤثر نمىدانيم ، چيزى كه هست گاهى بدون واسطه از او خواستار چيزى مىشويم ، و گاهى بهواسطهء يكى از اولياى او از او مطلبى را درخواست مىنماييم .
هرگاه مستقلًا از او مطلبى را درخواست كرديم ، به اين آيه عمل نمودهايم :
« ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ ؛ « 1 »
هامش
( 1 ) . مؤمن ( 40 ) آيهء 60 .