آنان مىگويند : به حكم جملهء « فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ » ، نبايد گفت : « اشفع لنا يا محمد » پيامبر در حق ما شفاعت كند .
همچنين نبايد گفت : اى رسول گرامى ! از خدا بخواه تا خدا ما را شفا بخشد ، يا دين ما را ادا كند ، زيرا همهء اينها مصداق « دعوت مع الله » است ، يعنى همراه خدا ديگرى را نيز مىخوانيم .
پاسخ اين استدلالْ كاملًا روشن است :
اولًا ، مقصود از اين كه غير خدا را نخوانيم ، يعنى غير او را عبادت وپرستش نكنيم ، وهدف آيه اين است كه جز خدا كس ديگر را پرستش ننماييم . گواه مطلبْ آيهء بعدى است كه مىفرمايد :
« قُلْ إِنَّما أَدْعُو رَبِّى وَلاأُشْرِك بِهِ أَحَداً ؛ « 1 »
بگو من تنها خدايم را مىخوانم [ و او را مىپرستم ] و كسى را شريك او قرار نمىدهم . »
جملهء « وَلاأُشْرِك بِهِ أَحَداً » گواه بر اين است كه مقصود از « دعوت » در هر دو آيه ، همان خواندن به عنوان پرستش است ، نه هر دعوت وتوسل .
اگر كسى در چاهى افتاد و از كسانى كه از اطراف چاه عبور مىكنند درخواست كرد كه او را نجات دهند ، نمىگويند :
اين شخص كه در درون چاه است با چنين دعوت ، آنها را پرستش كرد .
خلاصهپرستش داريم ، دعوت ودرخواستى ، آنچه كه حرام
هامش
( 1 ) . همان ، آيه 20 .