مهم در برنامهء تمام پيامبران ، مسألهء توحيد و يگانگى خدا و مبارزه با شرك بود و به يك لحاظ تبليغ يگانگى و وحدت ذات اقدس خداوند ، تنها هدف بوده است و اين حقيقت را آيهء زير بيان نموده است :
« وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلّا نُوحِى إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنَا فَاعْبُدُونِ » ؛ « 1 »
هيچ پيامبرى را قبل از تو برنينگيختيم مگر اين كه به او دستور داديم كه به مردم ابلاغ كند كه خدايى جز من نيست پس مرا عبادت كنيد .
از مسألهء توحيد كه بگذريم ، موضوع معاد و زندگى ج اودانى در سراى ديگر و رسيدگى به اعمال در روز بازپسين ، از لوازم اعتقاد به خداى عادل و دادگر و حكيم و قادر است و اين دو مطلب كه با يكديگر متلازمند پايههاى اساس دعوت راهنمايان آسمانى بوده است .
از اين گذشته يك سلسله ادراكات عقلى و ارزشهاى انسانى و اخلاقى كه فطرت و وجدان پاك خواهان آن است و عدول از آن در پيشگاه خردو وجدان جايز و شايسته نيست ، مورد توجه تمام رسولان الهى بوده و همواره آنها مردم را به فضايل انسانى و خوبى و نيكى و دورى از تعدى و ستم و ساير اصول اخلاقى دعوت مىنمودند .
بنابر اين در پايههاى اساسى دعوت پيامبران و حقيقت دعوت و هدف از بعثت آنها كوچكترين اختلاف نخواهيم يافت و اگر اختلافى باشد از نظر فروع و قوانين مدنى و اصول اجتماعى خواهد بود و اين گونه اختلاف و تفاوت قابل اجتناب نيست ؛ زيرا تكامل قواى دماغى بشر و
هامش
( 1 ) . . انبياء ( 21 ) آيهء 25 .