به حالت جراحات باقى و بعد آنها را در آتش انداخته و مىسوزانيدند . در گذرها و ميدانهاى بيتالمقدس از سرها و دستها و پاها ، تلهايى تشكيل يافته از روى آنها عبور مىكردند .
ده هزار نفرى كه به مسجد عمر پناه برده بودند تمام آنها را طعمهء شمشير قرار دادند و در معبد سليمان ، خون به قدرى جارى بود كه لاشههاى مقتولين در آن غوطه خورده و حركت مىكردند . اعضاى جدا شده مثل دست و پا و غيره و نيز بدنهاى بدون اعضا آن قدر جمع شده و روى هم ريخته بودند كه هيچ نمىشد آنها را از هم تميز داد . . . . « 1 »
در حقيقت آنان مصداق روشن و بارز اين آيه بودند كه مىفرمايد :
« إِنَّ شَرَّ الدَّوابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ » ؛ « 2 » بدترين چهارپايان نزد خدا كران و گنگانى هستند كه تعقل نمىكنند » . خدا تعصّب كوركورانه را مرگ دهد .
هامش
( 1 ) . . گوستاولوبون ، تمدن اسلام و عرب ، ص 407 - 410 .
( 2 ) . . انفال ( 8 ) آيهء 22 .