چرا با گروهى كه پيمانهاى خود را شكستهاند نبرد نمىكنيد ؟ » .
قرارداد صلح حديبيه كه با شرايط سنگينى به نفع مشركان بسته شد از طرف قريش زير پا نهاده شد ؛ زيرا چيزى نگذشت كه قبيلهء خزاعه هم پيمان مسلمانان از جانب بنىبكر هم پيمان قريش با پشتيبانى قريش مورد حمله قرار گرفتند .
گروهى را كشتند و عدهاى را فرارى دادند رئيس قبيلهء خزاعه راه مدينه را پيش گرفت و مظلوميت قوم خود را به گوش پيامبر رسانيد . پيامبر از فرط تأثّر فرمود :
« لانُصِرْتُ إنْ لَمْ أَنْصُر ؛
خدا مرا يارى نكند ، اگر شماها را كمك نكنم » .
آيا چنين گروهى كه ناجوانمردانه پيمان خود را مىشكستند ، شايستهء ادب و تنبيه نيستند ؟
2 . پيامبر را از سرزمين خود بيرون كردند
باز در همان آيه به اين نكتهء عقلى اشاره مىكند و مىفرمايد : « وَهَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ » . و در تفسير آيهء چهلم از همين سوره ، توطئهء آنان را مشروحاً بيان مىكند و بيرون كردن پيامبر از زادگاه خود ، تصميم ابتدايى آنان بود و گرنه تصميمنهايى آنان كشتن بود .
ممكن است گفته شود قريش كه پيامبر را از زادگاه خود بيرون كرد در روز نزول اين آيات ، اسلام آورده بودند ، در اين صورت چگونه قرآن مسلمانان را به جهاد با آنان دعوت مىكند ؟
ولى پاسخ آن با توجه به تاريخ روشن است ؛ زيرا اين تنها قريش نبود كه در « دار النّدوه » گرد آمده بودند ، بلكه سران قبايل ديگرى در اين تصميم شركت داشتند و هنوز برخى از اين قبايل پس از فتح مكه بر شرك خود باقى بودند ، حتّى برخى از قريش نيز ، پس از فتح مكّه ، شرك و بتپرستى خود را ترك نگفته بودند .