است بهتر است يا آنكه آن را برلب سيلگاهى كه در حال ريختن است گذارده و با آن در آتش جهنم سقوط مىكند ؟ خداوند ستمكار را هدايت نمىكند » .
110 . « لا يَزالُ بُنْيانُهُمُ الَّذِ ى بَنَوْا رِ يبَةً فِى قُلُوبِهِمْ إِلّا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ؛
بنايى كه به وجود آوردهاند مايهء اضطراب و شك و ترديد قلوبشاناست ، مگر اينكه دلهاى آنها ( بهوسيلهء مرگ ) پاره پاره شود . خداوند دانا و حكيم است » .
سرگذشت مسجد ضرار
در شبهجزيرهء عربستان دو منطقهء وسيع ، مركز اهل كتاب بود : نخست مدينه و اطراف آن ، كه يهوديان عربستان در آنجا تمركز داشتند ؛ ديگرى نجران ، كه مركز نصارا بود . مردى در مدينه بهنام ابوعامر اطلاعات جامع و وسيعى دربارهء كتب عهدين ( تورات و انجيل و . . . ) داشت و به تمام معنا پيشواى روحانى و معنوى متنفذى بود و جلسات دينى اهل كتاب را اداره مىنمود و مطالبى از تورات و انجيل براى آنها نقل مىكرد و پيش از بعثت و هجرت پيامبر اسلام ، نويد ظهور مىداد و علايم و نشانههاى پيامبر اسلام را كه در اين دو كتاب آسمانى ذكر شدهاست براى مردم بازگو مىكرد .
دست تقدير ، پيامبر را به مدينه كشانيد و جانبازىهاى بىدريغ اوس و خزرج باعث شد پيامبر در مدينه اقامت گزيند . در اين هنگام نفوذ و قدرت اسلام روز بهروز در حال گسترش بود و در اين گيرودار ، ابوعامر نيز ايمان آورد و به آيين اسلام گرويد ، ولى ديگر آن عزت و عظمت و نفوذ كلمهء قبلى را نداشت ، بهسان يك مرد مسلمان دانشمند از او احترام مىكردند . چيزى نگذشت كه جنگ بدر پيش آمد ، سران قريش در اين نبرد سركوب شدند ، پيروزى عجيبى نصيب مسلمانان گرديد ، قدرت نظامى و سياسى اسلام سراسر عربستان را فراگرفت .